
اوضاع اینجا خوبه، همه چیز روبه راهه فقط اینکه امثال زمستونش حداقل تو منطقه ما درست و حسابی نبود.
چند روز پیش یک نامه از دولت کانادا دستمون رسید که آقای فلانی، حواست باشه بچه هات داره وقت مدرسشون میرسه، سریع میری براشون سین نامبر میگیری و میری یک بانک برا هرکدومشون حساب بانکی مستقل مخصوص باز میکنی تا دولت کانادا هر ساله یک مبلغی رو توش بریزه، بهش هم دست نمیزنی تا بچه خواست وارد دانشگاه بشه برداره و خرج تحصیلش بکنه. اگه هم نخواست بره دانشگاه این حساب تا 36 سالگی برقراره و میتونه برداره هرکاری خواست باهاش بکنه. البته این پول غیر از پول ماهانه بچه هاست و ظاهرا دولت اینرو سالانه برای آینده تحصیلی به حساب میریزه و مبلغش سالی حدودا 500 دلار هست که اگه ازش برداشت نشه تا 200 دلار بیشتر هم میریزه. دولت بهمون سفارش کرده که یک حساب بانکی با امکاناتی بازکنیم که اگه فردا بچه که بزرگ شده بود و خواست به اعتبار این حساب وام بگیره و یا کارهای دیگه بکنه براش امکانات بیشتری بده در ضمن به ما هم سفارش کرده هفته ای 5 دلار به این حساب پول واریز کنیم.
راستش اینو تو پرانتز بگم من موندم، اینجا هروقت میخوان پولی چیزی به حساب بریزن یا چکی میاد به نام مادر خونه میاد، ولی هر وقت یک کاری میخوان که برا خانواده انجام بشه مثلا برا کسی حساب بازبشه و ازین موارد به نام پدر خونه نامه میاد. حالا بگذریم.
ولی راستش ما یادمون رفته بود بچه هامون چند ساله اند ولی دولت فراموش نکرده بود.
میدونید چه چیز اینجا خوبه؟ این که دیده میشید. با اینکه 35 سال اینجا زندگی نکردید براتون ارزش قائلند. اینکه لازم نیست تو یک اداره برید کلی پشت صد نفر مراجعه کننده بالا و پایین بپرید حرص بخورید و داد بزنید که فقط بخواید بگید آقا من هموطنتم، وجود دارم تورو به جدت یه نگاهی هم به اینور بکن، تا یارو بهت برگرده و قلمبه سلمبه هم بارت کنه.
اینجا شمارو گروهبندی و گله بندی و خوشه بندی و یا هر چیز دیگه نمیکنن که بخوان احیانا ماهی 25 دلار ناقابل بهتون پول بدن و درعوض حداقل 10 برابرشو با تورم و بنزین و آب و برق و خونه و هزار مکافات دیگه از حلقتون بکشن بیرون.
من خیلی ناراحتم که اینجام چون جام اینجا نیست. جام اونجاست و خیلی بیشتر ناراحتم که مردم من اونجا به هزار دلیل حقشون خورده میشه و بعد میخوان یک درصد بسیار کوچکی رو بهشون برگردونن هزار صغرا و کبرا میچینن، گوش آسمون رو کر میکنن، برنامه ریزیهای فضایی میکنن در آخر هم گله بندی، خوشه بندی یا هر چی میکنن تا در خیال خودشون عادلانه رفتار کرده باشند. معنی عدالت رو هم فهمیدیم. بگذریم شاید من اشتباه میکنم بهرحال عقیده من اینه و زمان همه چیزو مشخص میکنه.
مدتیه که از پروسه کار پیداکردنم چیزی نمینویسم البته ما هم که مشکلمون یکی دوتا نیست که، هزار تا ادا و اطفار داریم. یکوقتی هم که یک کاری پیدا میشه که احتمال زیاد داره منو استخدام کنن، خانومم میگه نه دوره نریم اونجا و مارو سردمون میکنه. منم گفتم بهش اگه به ددلاینمون نزدیک شدیم و من با این حساب کار پیدا نکردم، یک نامه به وزیر کار کانادا میزنم میگم که یک کار تو وسط قطب برام پیدا کنه تا برم تا قدر همین چیزارو که گاهی تک و توک پیدا میشه بدونیم. دعا کنید زودتر کار پیدا کنم چون در این زمینه حرف زیاد دارم ولی الان زوده بزنم. اونوقت دو سه تا پست میگذارم و کلی مطلب در زمینه رزومه نویسی و اینکه رزومه چطور باشه و چطور بفرستید و چیطور دنبال کار بگردید براتون میگذارم.



