شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

سلب تابعیت کانادایی، شهروند درجه یک و دو !!؟

متاسفانه جدیدا برخی سایتهای ایرانی نظیر سایت "ونکوور" و "روزنامه" و ... برای جلب بازدیدکننده، آگاهانه و یا ناآگانه بخاطر آشنا نبودن به زبان انگلیسی و یا پیروی از برخی سایتهای دیگر، خبرهای رسمی دولت کانادا که مربوط به مهاجران جدید و قدیم و قوانین مهاجرت میشه رو با یک عنوان جنجالی جعل کرده و به خورد مردم ساده ما میدن. لطفا وقتی خبری رو میشنوید قبل از شیر کردن و ایجاد تنش در مهاجران دیگه کمی وقت بگذارید و اصل خبر رو به انگلیسی در سایتهای معتبر بخونید. من اگر جای شما باشم از دنبال کردن اینگونه سایتها انصراف میدم.
یکی از نمونه های این اخبار، جعل لایحه C-24 دولت کانادا است که به عنوان شهروند درجه یک و دو و سلب شهروندی از کاناداییهای دارای دو تابعیت داره دست به دست بین ایرانیها میچرخه و هر کس هم پیاز داغشو زیاد میکنه.
اصل لایحه بطور خلاصه میگه شهروندانی که دارای دو تابعیت هستند و از تابعیت دوم جهت اعمال تروریستی و یا جنایت استفاده میکنند و به شهروندی کانادا لطمه میزنند تابعیت کانادایی از آنها مطابق یک پروسه ذکر شده گرفته خواهد شد. والسلام.

سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

نقش رفرنس در پیدا کردن کار در کانادا و آمریکا

وقتی که دو یا سه مصاحبه رو در شرکتی با موفقیت پشت سر میگذارید، درست یک مرحله قبل از اینکه به شما آفر بدن از شما میخوان تا رفرنسهاتون رو معرفی کنید تا از آنها در مورد شما سوال بپرسن.
این مرحله یکی از مهمترین مراحل کاریابی هست.
شاید ندونید داشتن بهترین نامه ریکامندیشن برای خیلی از کمپانیها در کانادا و آمریکا اهمیت چندانی نداره. چون میگن بهر حال نامه است و هر کی میتونه واسه خودش تهیه کنه و در ضمن موقع مصاحبه میفهمن چند مرده حلاجین. ولی داشتن رفرنس خوب...
و معتبر که خود در شرکتی معتبر به کار مشغوله و شمارو از نزدیک میشناسه بسیار مهمه. اکثر شرکتهای بزرگ از شما حتی مدرک تحصیلی هم نمیخوان یعنی وقتی شما میگین از فلان دانشگاه فلان مدرک رو دارم اعتماد میکنند ولی تمام سوالاتشون رو از رفرنس شما میپرسن و اون رفرنس از ریکامندیشن و ارائه مدارک مختلف برای اونها مهمتره.
پس توصیه میشه وقتی در جایی کار میکنید، حتی موقت. حتی بصورت ولنتیر اگه شخص معتبر و مهمی رو میشناسید بهش نزدیک بشید و باهاش در ارتباط باشید و در نهایت از اون اجازه بگیرید که اسم و شماره تماسش رو بعنوان رفرنس به شرکتهایی که از شما تقاضا میکنن ارائه کنید. معمولا حدود سه رفرنس کفایت میکنه. رفرنس شما علاوه بر اعتبار باید برای شما وقت بگذاره. گاهی به رفرنس فرمهایی رو میدند که پر کنه لذا اگه میدونید کسی حوصله اینکارهارو نداره بعنوان رفرنس انتخابش نکنید چون با آینده شما بازی خواهد کرد.دانشجویان مخصوصا توجه کنن، گاهی با استادشون میونه خوبی ندارند. گاهی استاد و یا سوپروایرشون آدم درستی نیست. لازم نیست اون رو به عنوان رفرنس معرفی کنید. از آسمون آیه نیومده که استاد رو بعنوان رفرنس به کمپانیها معرفی کنید. دراینصورت میتونید از دانشجوهای سابقی که میشناختید و الان در کمپانیها مشغول به کار هستند کمک بگیرید و بعنوان رفرنس معرفیشون کنید. یا اینکه اگه جایی دوره ای رفتید و یا دوره اینترنی رو گذروندید، همون افراد رفرنسهای خوبی میتونن باشن.
در ضمن شما در معرفی کردن رفرنس حق انتخاب دارید، جزو حقوق مسلم شماست که به شرکت بگید که با افراد مشخصی تماس بگیره و همچنین به کمپانی مذکور بگید با افرادی که میدونید شمارو بد ریکامند خواهند کرد تماس نگیره و آنها هم تماس نخواهند گرفت. برای مثال اگه استاد شما، شمارو بد ریکامند میکنه بهشون بگید باهاش تماس نگیرند و البته دلیلش رو هم میگین. این جزو حقوق شماست و نقطه ضعف محسوب نمیشه.

چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

نقش کاریابها در پیدا کردن کار


 بیشتر کسانی که برای کار اپلای میکنند نقش کاریابها را در پیدا کردن کار نادیده میگیرند. وقتی شما خودتان و بیواسطه در یک شرکت برای کار اپلای میکنید در رقابت با صدها نفر دیگر هستید که عین شما برای آن شرکت اپلای کرده اند. ولی شاید ندونید که در کنار شما افراد دیگری هم هستند که نه بطور مستقیم، بلکه از طریق کاریاب مورد اعتماد آن شرکت برای آن کار اپلای کرده اند. مسلما شرکت به کسانی که از طریق این کاریاب معرفی میشن بهای خیلی بیشتری میده چون میدونه حداقل از فیلتر اون کاریاب رد شدن و بیشتر برای اون کار کوالیفاید هستند. و اما چطور کاریابهای مورد اعتماد شرکتها رو بشناسیم؟ جواب اینه که نمیتونیم بشناسیم ولی کاری که میتونیم بکنیم اینه که خودمون رو زیاد در گذر کاریابها قرار بدیم. پیدا کردن کار خیلی وقتها مثل یک شانس میمونه. هر چی بیشتر رزومه خود را در محل تردد کاریابها قرار بدیم این شانس رو افزایش دادیم. وقتی شما تنها اپلای میکنید تنها هستید. ولی وقتی رزومه خود رو به کسی دیگر هم میدید که کارش اینه و شرکتها رو میشناسه برای خودتون بطور غیر مستقیم کمکی استخدام کردین. یک کاریاب درآمد خودش رو با معرفی کردن افراد مستعد به شرکتها تامین میکنه. درصورتیکه شرکت اون شخص رو استخدام کنه به کاریاب حق الزحمه پرداخت میکنه. کاریاب یک نوع نیروی کمکی برای بخش هیومن ریسورس یک شرکته، شما بمنزله جنسی برای کاریاب هستید که سعی داره بفروشدش پس همون کاریاب سعی خواهد کرد که رزومه شمارو مطابق نظرات اون شرکت مدیفای کنه و دراین زمینه به خودش و شما کمک میکنه. پس سعی کنید خودتون رو زیاد در دسترس کاریابهای تخصصی قرار بدید. هر کاریاب بیشتر یعنی زیاد شدن شانس شما. کاریابها در سایتهایی نظیر مونستر و لینکداین زیاد رفت و آمد میکنند. رزومه خود رو در ساییتهای کاریابی قرار بدید و هر دفعه کمی حتی کمی آپدیت کنید تا تو صفحه سرچ اون سایت به بالا برید. یادتون نره رزومه باید خوب باشه و فقط برای رفع تکلیف نوشته نشده باشه.

شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کاورلتر Coverletter چیست؟


با توجه به مشکل بسیاری از مهاجران در کاریابی تصمیم گرفتم کم کم تجربه ها و اطلاعات خودم را در این زمینه هم با شما به اشتراک بگذارم. گروهی هم در زمینه کاریابی در کانادا در فیسبوک راه انداختم که تمایل داشتید میتونید عضو شید از اطلاعاتش استفاده کنید و دیگران هم از اطلاعات تخصصی شما در زمینه کاریابی استفاده کنند.

 
رزومه و کاورلتر دو داکیومنت بسیار بسیار بسیار مهم برای استخدام هستند. بسیاری نقش کاورلتر را در اپلای کردن برای کار نادیده گرفته و فقط رزومه خود را سابمیت میکنند. درصورتیکه فرد متصدی استخدام اول به کاورلتر شما رجوع کرده و آنرا مطالعه میکند. اگر مورد توجهش قرار گرفت به رزومه شما مراجعه میکند. بسیاری فرق بین کاورلتر و رزومه را نمیشناسند. هر چند هر دو برای یک هدف مورد استفاده قرار میگیرند ولی شما مطالبی را که در کاورلتر مینویسید در رزومه نمیتوانید بنویسید و یا جایی برای نوشتن آنها وجود ندارد.
و اما کاورلتر چیست؟ کاورلتر نامه ای است بسیار رسمی و محترمانه خطاب به مسئول استخدام شرکت مورد نظر که در آن ذکر میکنید که چگونه این فرصت شغلی را پیدا کردید؟ (از طرف شخص خاصی معرفی شدید، یا از طریق آگهی در اینترنت پیدا کردید.)
چقدر آشنایی با کمپانی مورد نظر دارید؟ شرکت را از چه زمان و به چه صورت میشناسید؟
خلاصه ای از تخصص خود در ارتباط با کار مورد نظر را باید ذکر کنید.
چرا فکر میکنید برای اینکار مناسب هستید؟ چه خصوصیت بارزی شما را جذب این شغل کرده؟
کمی از خصوصیت اجتماعی و گروهی خود مانند حس کار تیمی، جدیت، پشتکار و ... را مینویسید، اگر مدارکی در تایید استعدادهای شما برای کار مورد نظر دارید میتوانید ذکر کنید (نیاز به پیوست مدارک نیست فقط ذکر کنید در شرکتهای قبلی که کار میکردید، وجود شما باعث پیشرفت در فلان پروژه شد)
و در انتها ضمن تشکر شماره تلفن و ایمیل خود را قرار دهید.
بطور ساده تر بگم، درکاورلتر خود را برای فروش تبلیغ میکنید و در رزومه مشخصات جنس فروشی را مینویسید. خریدار با توجه به تبلیغ جذب جنس میشود و در مرحله بعد است که مشخصات جنس را (رزومه) نگاه میکند.
توجه کنید که حدود 80 درصد رزومه های ارسالی همان مرحله اول به سطل آشغال سپرده میشن. برای اینکه کاورلتر نظر متصدی استخدام رو جلب نکرده. درصورتیکه کاورلتر خوب باشه مرحله بعد بررسی رزومه است. که بعدا به اون هم میپردازیم.

پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

چرا اقوامی نظیر چینی، هندی و پاکستانی در پیدا کردن کار در کانادا از ایرانیان موفقتر هستند؟

چرا چینیها، هندیها و حتی افغانیها در پیدا کردن کار در کانادا از ایرانیها موفق ترند؟
برای توضیح این مطلب باید بگم که حدود 70 درصد نیروی کار شرکتها از طریق کانکشن تامین میشه. هر شرکت بزرگ برای خودش یک شبکه کاریابی در اینترانت داخلی شرکت داره. یعنی اینکه نیاز به نیروی کار خودشو در اینترانت و با کارمندان شرکت به اشتراک میگذاره. و فقط 30 درصد نیاز شرکتها از طریق آگهی های کاری در اینترنت و یا روزنامه ها تامین میشه. اگه کارمندی نیرویی را معرفی کنه و شرکت اون نیرو رو جذب کنه به اون
کارمند 1000 تا 2000 دلار پاداش میدن. چرا که پیدا کردن نیروی کار مقید برای شرکت زمانبر و هزینه بر هست، لذا از کارمندان در این زمینه کمک میخوان. هندیها، پاکستانیها، چینیها و حتی عربها در این زمینه خیلی فعالن و به محض اینکه موقعیتی رو پیدا میکنند با دوستان خود تماس میگیرند و از اونها میخوان تا رزومشون رو بفرستن و رزومه رو به هیومن ریسورس شرکت فوروارد میکنن. چرا اینکار رو میکنن؟ برای اینکه خودشون هم از طریق یک هموطن یا همکیش معرفی شدن و این سنت رو ادامه میدن. بالطبع با توجه به نتورکینگی که در شرکت ایجاد کردن پستهای بالا رو هم بدست میارن و حتی در زمان مصاحبه حتما یکی از مصاحبه کنندگان هم از این گروه خواهد بود یعنی حتی موقع جذب نیرو هم سعی میکنند که کسیو از خودشون بگیرن.
ایرانیها زیاد تمایلی به نتورکینگ و ایجاد کانکشن ندارند، یک ایرانی اگر در شرکتی کار میکنه با توجه به استعداد خودش و بدون کانکشن با عبور از فیلترهای مختلف استخدام شده بالطبع وظیفه ای هم در خود احساس نمیکنه که هموطن دیگری رو به اون شرکت بیاره. در نتیجه جامعه ایرانی به دو قسمت تقسیم میشه، یک قسمت کوچک که در شرکتها و ادارات با هزار مکافات جذب میشن و سرشونو تو لاک خودشون میکنن و کارشونو انجام میدن، هیچ کاری هم با کامیونیتی ایرانیان ندارند. دسته بزرگتر کسانی هستند که جذب این نوع بازار کار نمیشن و وارد کار عمومی میشن و یا با استعداد خودشون بیزینسی رو راه میندازن و در اون بیزینس شخصی فعالیت میکنند و بعضا کلاه هموطن خودشونو هم برمیدارند.

شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ه‍.ش.

ترجمه پاسپورت برای امتحان سیتیزنشیپ کانادا لازم است؟

وقتی نامه ای از اداره مهاجرت یا هر اداره دیگر در مونترال دریافت میکنید که توش از شما مدارکی خواسته فقط همون مدارک رو ببرید. مثل من ساده گی نکنید و از یک مترجم در این زمینه نظر خواهی نکنید. چون به تجربه من دچار میشید.
اداره مهاجرت کانادا برای امتحان سیتیزنشیپ از من مدارکی خواسته بود. یکی از این مدارک پاسپورت و مدارک مربوط به سفر بود. من برای مشاوره به یک مترجم در داون تاون مونترال زنگ زدم. شوهر خانوم مترجم تا میتونست از اداره مهاجرت کانادا و اینکه راسیست هستند و باید با مدارک کامل بریم اونجا و همه چیز رو ترجمه شده ببریم گفت و مارو ترسوند. البته خانوم مترجم یا خواهرشون هم حرف ایشون رو تایید کردند. نتیجه اش این شد که ما مجبور شدیم پاسپورت همه خوانواده اعم از باطل شده و نشده رو ترجمه کنیم. و بابت ترجمه و کپی رنگی اونها حدود چندصد دلار ناقابل به این مترجمین گرون فروش و چاخان دادیم.
روزی که برای امتحان رفتیم خانوم افسر مهاجرت از ما پاسپورتهامون رو خواست. من پاسپورتها و ترجمه شون رو گذاشتم روی میز. گفت اینها چین؟ گفتم ترجمه فارسی پاسپورت. خانوم افسر به من گفت ترجمه هارو بذار تو کیفت و لطفا جواب سوال منو بده و فقط دو تا سوال از من در مورد تاریخهای مهرهای پاسپورت پرسید. من گفتم که پس من کلی پول دادم برای این ترجمه ها. خندید و گفت سرت کلاه گذاشتن. ما مگه در نامه ای که برات گذاشتیم ازت خواستیم که ترجمه پاسپورت بیاری؟ گفتم نه. گفت پس اشتباه کردی به حرفشون گوش دادی و میتونی سوشون کنی. چیزی رو بیار که ما ازت خواستیم نه اضافه تر.
ترجمه پاسپورتها وقتی بدرد میخوره که پرونده سیتیزنشیپ وارد مرحله دوم بشه و مدارک اضافی در مورد اثبات بودن در کانادا بخوان پس اگه پرونده شما وارد این مرحله نشده بیخود به حرف برخی مترجمین فارسی که با چربزبونی میخوان ایرانیها رو دوبل و سوبل سرکیسه کنن گوش ندین و به شایعات گوش نکنید. سعی کنید اگه مدارک رو برای ترجمه میدین از مترجمین صادق و منصف کمک بگیرید. نه از نوع چاخان و گرون فروششون.

یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲ ه‍.ش.

حکایت همچنان باقی است

واقعیت اینه که کانادا وارد یک رکود اقتصادی شده که به مرور وسعتش بیشتر و دامن گیرتر میشه. کم شدن ارزش دلار کانادا در برابر دلار آمریکا، از دست رفتن بیش از 50 هزار شغل در کمتر از یکی دو ماه و اعلام ورشکستگی یک به یک شرکتها. این رکود اقتصادی باید همزمان با رکود اقتصادی آمریکا، دامن کانادا رو به عنوان اصلیترین شریک تجاری آمریکا میگرفت ولی در آن زمان بانکهای کانادا با دادن وامهای کلان به شرکتهای کانادایی باعث به تاخیر افتادن این رکود شدند. همان وامهایی که آمریکا رو از مدتها پیش گرفتار کرده بود. و اکنون موقع بازپس گیری وامهاست با شرکتهای کانادایی که درآمد چندانی ندارند و یک به یک در حال اعلام ورشکستگی هستند و آمار بیکاری که همینطور بالا میره.
و الان سوال مهم اینه.، که دلار آمریکا بخریم یا نخریم؟ ;)