۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

یک تجربه 007

حدود یک ماه بود که پدر و مادرم از ایران و خالم از آمریکا مهمون ما بودن و سرمون شلوغ بود. یک درگیری کوچیک هم با ساختمونی که درش ساکن هستم پیدا کردم که به روش خودم حلش کردم. موضوع از این قرار بود که در پارکینگ تعمیرات کلی کرده و ستونهای ساختمون رو تعمیر میکردند و از صبح ساعت شش سروصدا داشتیم تا ساعت 4 بعد از ظهر. دو سه بار به مدیریت ساختمان رفتم و اعتراض کردم و ساعت استاندارد کار رو که از ساعت هشت صبح شروع میشه رو یادآوری کردم ولی به گوششون نرفت. یکبار هم عصبی شدم و ساعت شش و نیم رفتم پارکینگ و با کارگرها دعوا کردم که سرکارگراحمق کبکی شون منو ازونجا با تهدید و بد دهنی انداخت بیرون که همین برام سنگین اومد و گفتم هر جور شده باید حقشونو کف دستشون بگذارم. گفتم به 911 زنگ بزنم دیدم باید با همسایه ها صحبت کنم. همون شش ونیم رفتم در همه همسایه هارو زدم گفتم بیایین بیرون به 911 زنگ بزنیم. یکیشون گفت تو برو زنگ بزن ما میاییم. یکی دیگشون هم اومد بیرون تا با من صحبت کنه دیدم دوست دختر سیاهش نیمه لخت اومده بیرون با عصبانیت میگه چرا زنگ مارو زدی؟ حدس زدم طرف رو کار بوده و من بد وقت زنگ زدم. دختره  اون زیر صدای ناهنجار ساختمان رو تحمل کرده بود ولی درزدن منو نه. یک ایرانی بی بخار هم اومد بیرون و گفت آقا باید تحمل کنیم تا کارشون تموم شه. دیدم نه به اینا امیدی نیست. همه غر میزنن ولی کسی عرضه هیچ کاری نداره. گفتم باید از طریق خودم وارد شم.
شرکتی که ساختمون دسنشه یک شرکت بزرگ و با اسم و رسمه که تو کانادا و آمریکا و اروپا فعالیت میکنه. رفتم و یک وب پیج درست کردم و طوری طراحیش کردم که هر کس تو سرچ انجاین اسم شرکت رو برا اجاره خونه سرچ میکنه این وب پیج رو که در مورد اشکالات این شرکت و عدم رعایت قوانین و احترام به مستاجرین بود رو هم ببینه. محلی هم برای اظهار نظر گذاشتم توش. یک ایمیل هم به مدیران ارشد شرکت زدم و ضمن توضیح ماجرا و برخورد مدیر ساختمان و اون کارگر بی ادب گفتم که چاره ای جز اینکار نداشتم و اگه من رو راضی نکنند براشون گرون تموم میشه و مشتریانشون رو از دست خواهند داد. به یک روز نکشید که از مرکز اون شرکت نامه ای برای من اومد و ضمن عرض معذرت به من گفتن که زنگ زدن و مدیر ساختمان رو حسابی دعوا کردند و خواستند که رعایت مستاجرین رو بکنه. من هم بعد از دو روز وبسایت رو حذف کردم بعد از مدتی هم نامه از مدیر ساختمان برام اومد که بیا اینجا تا کارگری که به تو اهانت کرده بیاریم و رسما ازت معذرت خواهی کنه.
با اینکه میتونستم ولی ادعای طلب خسارت مالی نکردم. همون معذرت خواهی اون سر کارگر کبکی پاپتی بی سواد بهمراه مدیر ساختمون برام از همه چیز مهمتر بود.(اینم تو پرانتز بگم بدترین کار برای یک کبکی اینه که با اینکه میدونه تو فرانسه میفهمی مجبورش کنی جلو دیگران به انگلیسی ازت معذرت بخواد.)  صداهای بی موقع هم قطع شد. باید میفهمیدن که اگه 80% مستاجرینشون بی تفاوت و پخمه هستند من جزو اونا نیستم. 
قسمت جک ماجرا این بود که اون آقای ایرانی همسایه منو میبینه و با پوزخند ازم میپرسه تونستی کاری بکنی؟ و من هم بهش جواب دادم آره رفتم و ازشون خواستم که یک ماه اجاره در ازای این همه اذیت و سروصدا ندم و اونها هم قبول کردند. بعدا پلیس ساختمون به من میگه که فلان همسایتون اومده بود و دعوا میکرد که صدا مارو هم اذیت کرده و باید از ما اجاره نگیرید.
اینم یکی از نامه هایی که بعد از حذف وبسایت از مدیران ارشد شرکت برای تشکر برام اومد. من براشون توضیح داده بودم که قصد زدن ضرر مالی بزرگ به شرکت معروفشون رو ندارم و فقط میخواستم که مستاجراشون رو جدی بگیرن. تنها راهی که بدون دخالت پلیس و شکایت و پول وکیل و اینا میشد اونهارو از سوراخشون بیرون کشید همین بود. اونها هم از عواقب کار به خوبی اطلاع داشتن به سرعت واکنش نشون دادن.

Good Morning D ,
Thank you for your email. We do appreciate that you have removed your blog, and as we mentioned in our post, the most effective way to voice your issues is through our resident relations department, as we can quickly contact the appropriate parties and update you accordingly on the issues you bring forward
I have cc’d the regional manager, Mylene, who will be following up with you with regards to the construction timelines, etc., as she oversees not only P D M, but the entire Quebec portfolio. If you have any further questions or future issues, please feel free to contact Mylene directly, or continue to contact our resident relations department
Once again, thank you for brining your concerns to our attention.
Best Regards,
C P

اینو برا این نوشتم که سعی کنید حق خودتونو بگیرید. ساده نباشید. حداقل اگه حقی نمیخواین به طرفتون نشون بدید میتونستید ولی نکردید. اینجا بعضیها در شرایط سختی کار میکنند. کارفرماهاشون بهشون زور میگن. کارهای غیر متعارف بهشون تحمیل میکنن ولی برای اینکه کارشون رو از دست ندند حرف نمیزنن. به من اینجا دختر ایرانی رو نشون دادن که کارفرماش فکر کرده بود اینم مثل مهاجرین کشورهای دیگه تن به هر کاری میده اوایل بهش سخت گرفته بود و بعد بهش برای کمتر کردن کارش پیشنهاد رابطه جنسی داده بود اون دختر هم ضمن ضبط کردن صدای طرف به دادگاه شکایت میکنه و تونسته بود به راحتی 50 هزار دلار غرامت بگیره و الان هم در جای دیگه کار میکنه. ولی خیلی کسان دیگه هم هستند که زیر بار خیلی خفتها میرن فقط برای اینکه میترسن کارشون رو از دست بدن. بهرحال خواستم باز هم یادآوری کنم ایرانی مهاجر با مهاجران کشورهای دیگه تومنی پنج زار فرق میکنند ایرانیها برای دلایل دیگه ای اینجا هستند.

۱۳ نظر:

مامان سارا گفت...

قسمت آخر پستتون عالی بود

و البته قسمت جوک ماجرا هم جالی خنده و تامل داشت!

خوشحالم با روشی که پیش رو گرفتین کاملا موفق بودید

ما و کانادا گفت...

عالی بود....

ناشناس گفت...

aaly bud

Sara گفت...

از رک نویسی شما خوشم میاد. مخصوصا وقتی میبینم به هیچ ابلهی باج نمیدین و تعریفات و انتقادات در شما تاثیر بد نداره و کار خودتونو میکنیدو موفق باشید.

علی گفت...

عالی بود. در مورد اون آقای ایرانی هم باید بگم که این خصلت متاسفانه در خیلی از ایرانیها مخصوصا در داخل رایجه. خودشون عرضه هیچ کاری رو ندارند و بعد کسی که کاری میکنه شروع به انتقاد میکنن. این افراد ضایعات زندگی شهری هستند.

Mohajer گفت...

ضایعات زندگی شهری جالب بود.
من تو همین پست با یکی یا دوتاشون برخورد کردم که مجبور شدم نظرشون رو پاک کنم.

مریم گفت...

آقای مهندس، خوشحالم که پست جدید ازتون دیدم. همینطور ادامه بدید و فقط زود زود پست بگذارید.مرسی

rah sa گفت...

عالی بود.

گلي گفت...

بالاخره آپ كرديد.خوشحالم كه خونواده كنارتون بودن.كارتون هم جاي تحسين دار.خوبه كه به نتيجه رسيدين

ناشناس گفت...

doost aziz be tor hatm dar in ghazieh hagh ba shoma boodeh vali 2 eshtebah kardid

1. dahan be dahan shodan ba sar-kargar be jaye zang zadan be sherkat.
2. ijad mozahemat baraye hamsayegani ke eterazi ba in ghazieh nadashtand

dar canada sedaye yek nafar ham shenideh mishe va niaz be jam kardan hamsaye ha va tarrahi website nist. movaffagh baashid.

Mohajer گفت...

دوست عزیز ناشناس، اگه صدای من که بارها قبل از این ماجرا به دفتر ساختمان مراجعه کردم شنیده میشد که مجبور نمیشدم سایت آپ کنم تا مدیرانشون اون هم از ترس بدنام شدن وارد عمل بشن.
ولی دهن به دهن شدن با سرکارگر رو راست میگین

ناشناس گفت...

قسمت جک ماجرا رو من نگرفتم!!
یعنی شما به طرف دروغ گفتید که یک ماه بهتون کرایه خوه رو بخشیدند؟

Goli گفت...

Agha kheily merci