۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

سیتی آنژیو به جای آنژیوگرافی

چند سالیه گاهی میشنوم فلان آشنای دور یا نزدیک من در ایران ناگهان فوت میکنه، علت رو که جویا میشیم میگن برای مثال یک مشکل خیلی ساده قلبی داشت و پزشکان آنژیوگرافی رو تجویز میکنن. حتی آنژیو نه و دلایل بسیار ساده دیگر که در بسیاری از این موارد اهمال کاری پزشک آدم رو قلقلک میده، برای مثال در اینمورد بیمار میره به اتاق آنژیو و جسدش بیرون میاد. من نمیدونم توی اون اتاق چی رخ میده و چه اتفاقی میافته ولی هیچوقت نمیتونم پزشک متخصص قلبی که به سبک قصابها یک پیشبند به خودش میبنده و وارد اتاق سرد آنژیو با کاشیهای سرد میشه و چهره مریضی که داره از وحشت میمیره که آیا از دست این پزشک جون سالم به در میبره، و همچنین پزشکی که با پیشبند خونی مشغول عمل سیخ زدن به مریض هست رو فراموش کنم. نمیخوام وحشت در کسی ایجاد کنم ولی در طی چند مدت مردن آشنایان دور یا نزدیک کسی اونهم فقط به دلیل آنژیو و وقتی علت رو از پزشک جویا میشن خیلی راحت میگه نوع رگهاش به شکلی بود که پاره شد و خلاصه مرگ و زندگی دست خداست رو نمیشه به راحتی ازشون گذشت.  خوب این قبول مرگ دست خداست ولی یک فرقی بین پزشک متعهد و منی که پزشک نیستم باید باشه وگرنه منم میتونم چاقو دستم بگیرم و کسیو عمل جراحی کنم و بعد خیلی راحت برای فرار از مسئولیت بگم مرگ و زندگی دست خداست.
تا اینکه ایمیلی با عنوان زیر به دستم رسید. نمیدونم نویسنده اش کیه و جهت حفظ امانت نمیتونم حتی عنوان رو هم عوض کنم ولی با توجه به اینکه میدونم بعد مدتی در سرچ انجینها براحتی سرچ و پیدا میشه و خیلی بیمارها و پزشکها این مطلب رو میخونن و شاید تکونی به خودشون بدن که حداقل قبل از انجام آنژیو و موارد مشابه، آزمایشات بیشتری انجام بدن یا تجهیزات دقیقتری رو برای بیمارستانها خریداری کنند و مسئولیت بیشتری رو تقبل کنند و کمکی بشه به از دست دادن تعداد کمتری از عزیزان، این مطلب رو تمام و کمال با کمی سانسور در بعضی جاها که بی احترامی شده، به اینجا منتقل میکنم. 
--------------------------------------------------
شرافت از دست‌رفته‌ء پزشکی
پیش‌گفتار:
خیلی وقت بود وقت خالی گیر نیاورده ‌بودم که این فاجعه را بنویسم. توصیه می‌کنم وقت بگذارید و بخوانید، چون مطمئنم شما هم به این مشکل بر خواهید خورد. بخصوص این روزها که مشکل گرفتگی عروق قلبی بیشتر از حد تصور زیاد شده. اگر از دوستان عزیز خواننده کسی پزشک بود یا اطلاعات پزشکی داشت هم خواهش می‌کنم وارد بحث شود یا اگر چیزی را غلط نوشته‌ام اصلاحم کند.
نمی‌دانم پزشک‌ها چقدر به آن سوگندی که آخر کار تحصیل‌شان می‌خورند وفادار می‌مانند، یا اصلا یادشان مانده چیزی از مواردش را یا نه. خب انتظاری نیست. این سوگندنامه هم مثل همه‌ی چیزهای خوب این مملکت سوری‌ است. بحث من اما سر شرافت گم‌شده‌ء پزشک‌هاست. ربطی هم ابدا به سوگندنامه ندارد، که نادیده هم مشخص است راه کدام است و چاه کدام. بگذرم از حواشی و برسم به متن.
حدود دو ماه پیش نیمه‌های شب، یکی از بستگانم مشکلی براش پیش آمد و رفت اورژانس. مشکوک شدند به سکته‌ی قلبی و متخصص قلب مقیم نبود و ماند تا صبح که حضرت حاکم نزول اجلال بفرمایند. آمد و دید و آزمایش نوشت و رفت و برگشت و تجویز کرد: آنژیوگرافی. آشنای دل نازک ما هم پر از ترس و اضطراب رفت زیر نیمچه تیغ آنژیوگرافی. نتیجه: 20 درصد گرفتگی قلبی. تجویز: درمان دارویی. آشنای ما ماند و دعای خیر به‌جان پزشک مهربانی که خیال‌اش را از عمل قلب باز راحت کرده‌بود.
چند هفته گذشت و قرعه‌ء کار به نام پدر و مادر خودم افتاد. برای تکمیل مدارک پزشکی حج باید می‌رفتند برگه‌ء سلامت قلب هم می‌گرفتند. رفتند و نوار قلب مشکل داشت. تست ورزش دادند و باز مشکل داشت. تجویز: آنژیوگرافی. استرس وارده به یک خانواده را حساب کنید خودتان. پدر و مادر مشکوک به گرفتگی عروق. یک لحظه هم که هردوشان را همزمان تصور کنی روی تخت بیمارستان، کافی ا‌ست برای شب و روزت. رنگ به روی مادر نمانده بود از ترس. انقدر شجاعت‌اش ترک خورده بود که داشت آرزو می‌کرد بچه‌ء من را بیند و حسرت می‌خورد که اگر ندیدم چه؟ به پدرم لابد باید تکیه می‌کرد که آن بیچاره خودش بار خودش را اگر می‌کشید خیلی هنر کرده‌بود. با سابقه‌ی بیماری قلبی در خانواده‌ی ما، همه‌ی ذهن‌ها رفته‌بود سمت عمل قلب بازی که به‌زودی هردوشان باید انجام می‌دادند.
پدرم ولی سماجت کرد. چندتا آشنای پزشک داشت، رفت مشاوره‌ حالاخارج از تخصص، دوستانه. تست ورزش‌ها را دیدند و آن‌ها هم آنژیوگرافی همکارشان را تایید کردند و حتا برای مادرم تاکید کردند «اورژانسی». تنها شانس ما این بود که پسرخاله‌ام آمده‌ بود ایران. تخصص نمی‌دانم چی دارد می‌خواند، آمریکا. دید و گفت «مشکل که دارد، ولی چرا آنژیوگرافی؟ توی ایران مگر سیتی‌آنژیو ندارید؟». این اصطلاح جدید ِنجات‌بخش را بلعیدیم و پی گرفتیم و رسیدیم به بیمارستان قلب و دی و امام‌خمینی. آمار گرفتیم از این‌طرف و آن‌طرف که فرق‌اش را ببینیم با آنژیوگرافی، که پزشک‌های قلب همگی گفتند «به دقت آنژیوگرافی نیست، نکند گول بخورید ها!». حالا حسن این سیتی‌آنژیو چه بود که ما افتادیم دنبال ردپاهای حضورش؟ تیغ نمی‌زدند رگ کشاله را پاره کنند و یک دوربین بفرستند توی رگ‌ها. یعنی خون نمی‌پاشید تا سقف اتاق آنژیوگرافی. بعد هم یک کیسه‌ی شن نمی‌گذاشتند روی پای آدم که خون نزند بیرون. یک ماده‌ء رادیواکتیو تزریق می‌شد و با یک دستگاه خیلی خوش‌برخورد (شبیه ام‌آر‌آی) همان کار انجام می‌شد. بدون هیچ ترس و اضطرابی. بدون ریختن یک قطره خون. فقط گیر کرده‌بودیم سر آن «به دقت آنژیوگرافی نیست، گول نخورید ها».
حالت واضح و مشترکی که توی چشم‌های همه‌ء آن متخصصین قلب دیدم «جاخوردن بود». نمی‌دانستند از کجا فهمیده‌ایم اسم سیتی‌آنژیو را. به پدرم گفتم بیشتر مشورت کند، که بوی پول دارم حس می‌کنم. خودش هم حس کرده‌ بود. تحقیق انجام شد و نتیجه جالب بود. «سیتی آنژیو» نه تنها دقت‌اش کمتر از آنژیو نبود، که مقایسه‌شان شبیه بود به مقایسه‌ی فلاپی‌دیسک و دی‌وی‌دی. تفاوت تکنولوژی‌ها بالای بیست‌سال بود. دلمان قرص شد و هردوشان با هزینه‌ای حدود هشتصدهزار تومان سیتی‌آنژیو را انجام دادند و شکر خدا مجموع گرفتگی هردوشان روی هم 20 درصد هم نبود. آن شرافت گم‌شده کجاست؟ عرض می‌کنم.
هزینه‌ی آنژیوگرافی (که تیغ دارد و ترس و خون) حدود یک تا یک‌ونیم میلیون تومان است برای هر نفر، و هزینه‌ی سیتی‌آنژیو حدود چهارصدهزار تومان. زمانی که صرف آنژیوگرافی می‌شود با احتساب یک تا دو شب بستری بودن بعد از آن (جدای از وقت‌های پذیرش و نوبت‌دهی و...) حدود دو روز است، و وقتی که صرف سیتی‌آنژیو می‌شود (باز هم جدای از پذیرش و نوبت‌دهی و...) حدود نیم‌ساعت. ترس و اضطراب‌شان را هم مقایسه نکنم که لابد می‌دانید. پس گیر این پزشک‌های متخصص قلب کجاست؟
مشکل خیلی پیچیده نیست. آنژیوگرافی را فقط متخصص قلبی که دوره‌ی مخصوص آنژیوگرافی را دیده‌باشد می‌تواند انجام بدهد، ولی سیتی‌آنژیو را یک رادیولوژیست (که البته او هم باید دوره دیده‌باشد) می‌تواند انجام دهد. یعنی انحصار آنژیوگرافی دست صنف خودشان است و انحصار سیتی‌آنژیو دست دیگران. چون طبیعتا یک مرکز پزشکی ترجیح می‌دهد برای انجام کاری مشابه، حقوق خیلی کمتر یک رادیولوژیست را بدهد تا حقوق بالای یک متخصص قلب را. خب تجارت ... متخصصین قلب (که فرق می‌کند با جراح قلب) را که می‌بینید، اما حالا عمق فاجعه کجاست؟
عمق فاجعه این‌جاست که این جماعت نخورده نیستند. هشت‌شان گرو نه‌شان نیست. خیلی راحت می‌توانند ماهی دهها میلیون تومان دربیاورند ( و خیلی هم بیشتر از این‌ها). اما باز ... چشم‌شان دنبال یک ‌قران دو-زار پولی ا‌ست که از هر آنژیوگرافی به‌جیب می‌زنند، بی‌ اینکه به فکر سلامتی و راحتی بیمار باشند. حتا گستاخی و ...  را به‌حدی می‌رسانند که تمام تلاششان را به‌کار می‌گیرند برای پشیمان کردن بیمار از دست‌یابی به راه تشخیص جدیدتر و کم‌هزینه‌تر و آسان‌تر، تازه اگر بگذریم از هماهنگی‌های پلیدشان برای «ناشناخته ماندن» این تکنولوژی.
بعد از پدر و مادرم دایی ا‌م هم رفت سراغ چک‌آپ. ده سال پیش آنژیوگرافی کرده‌بود و حالا باید دوباره تست ورزش می‌داد. مشکل داشت تست‌اش. تجویز: آنژیوگرافی. پیش چهار-پنج‌تا از بهترین متخصصین قلب تهران رفت (که اگر هر شخصی فکر می‌کند صداش به جایی می‌رسد خواست اسامی را به‌ او می‌دهم) و همه گفتند آنژیوگرافی. انقدر چرب‌زبانی و بازاریابی کرده‌بودند برایش که ما هرچه می‌گفتیم بیا اول برو سیتی‌آنژیو، -با این‌که می‌ترسید از آنژیوگرافی- قبول نمی‌کرد و استدلال پزشک را پذیرفته‌ بود به این توجیه که اگر رگش گرفته‌ بود همانجا یک باره برایش بالن می‌زنند یا استنت می‌گذارند و چه و چه. تاکید هم کرده‌بودند «اورژانسی»‌ست و حتی از سفر با ماشین یا هواپیما یا هر وسیله‌ء دیگری منع‌اش کرده‌بودند و نوبت اضطراری هم به او داده ‌بودند «همین فردا صبح».
به هر زحمتی بود راضی‌ش کردیم برود سیتی‌آنژیو و رفت و نتیجه: گرفتگی جزیی. درمان: یکی-دوتا قرص فقط.
این فریاد را کجا باید زد؟ به کی باید گفت پزشک‌های مملکت تبدیل‌شده‌اند به حساب‌های بانکی ناطق؟ جالب قضیه می‌دانید کجاست؟ کمی بیشتر تحقیق کردیم، قیمت دستگاه سیتی‌آنژیو کم‌تر از سه‌میلیون دلار است. پولی که یعنی هیچ! ولی فقط سه ‌تا توی ایران داریم. چرا؟ چون برای وارد کردن‌اش (حتا بخش خصوصی) باید از وزارت بهداشت تاییدیه گرفت و آن‌ها هم تایید نمی‌کنند (جز همان سه‌تایی که لابد برای دوست و آشناست). چرا؟ چون آن‌ها که باید تایید کنند خودشان متخصص قلب‌اند و بازارشان به‌خطر می‌افتد.
و اين هم سوگندنامه پزشكان محترم : «... سوگند یاد می‌كنم كه: از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم دارم...»

۲۳ نظر:

سیاوش گفت...

سلام

هدیه خوبی بود برای روز پزشک دستتان درد نکند!!

علیرغم این نکته که بسیاری افراد به نیت پولدار شدن سالها درس می خوانند تا پزشک شوند و بعضی افراد انگشت شمارهم ممکن است به بیماران به چشم کالا بنگرند،اطلاق چنین واژه ها وتعابیری به کل جامعه پزشکی ومتخصصین قلب وعروق نشان از کم لطفی شما دارد.

بگذارید قدم به قدم و کلمه به کلمه متنتان را تحلیل کنم.

1-لغت صوری درست است نه سوری
سوری در متنتان به معنی مربوط به جشن وشادی است.

2-وقتی خانواده ای سابقه بیماری قلبی دارد نباید منتظر بماند تا وقت حج رفتن به پزشک قلب مراجعه کند.این مساله جدا از بی توجهی بیماران ،مربوط به سیستم غلط بهداشت ودرمان مملکت است که هرکس دلش خواست می تواند با پرداخت هزینه ای کم به متخصص یا فوق تخصص مراجعه کند وهم وقت آنها را که باید علم بیافرینند بگیرد وهم نهایتا سردرگم بماند.درحالی که در کشورهای دارای سیستم نوین سلامت،پزشک عمومی نقش محوری در سلامت دارد و با تشکیل پرونده خانوار،بیماری را مراقبت کرده ودر نطفه تشخیص می دهد.

فرموده اید متخصصینی خارج از تخصص مربوطه،نتیجه تست ورزش را دیدند .به گمانم کار درستی نکرده اند چون تفسیر تست ورزش منحصرا با متخصص قلب است.

همه بیمارانی که کاندیدای آنژیوگرافی هستند می ترسند.بعضی از این کار طفره می روند مثل پدر خودم که باید 10 سال قبل این کار را می کرد واز بیمارستان دررفت.بعضی هم با انکار که نوعی مکانیسم تطابقی است اصلا تشخیص را زیر سوال می برند. بعضی هم آنقدر این دکتر آن دکتر می کنند تا یک دکتر فسیل که معمولا از پزشکانی است که بعد از جنگ جهانی دوم از آلمان فارغ التحصیل شده وسوادی ندارد به او بگوید که با چند قلم دارو رگت را باز می کنم.
بعضی هم مثل بیماران شما دنبال روش جایگزین می گردند.
نکته مشترک در این ها گول زدن خودشان به قصد فرار از درد وبستری است.


در آنژیوگرافی دوربین می فرستند؟؟؟؟
پسر خاله شما واقعا معرکه است

چرا باید همه پزشکان قلب را باور نکنید ولی پسرخاله گرامی تان را که نمی دانید چه تخصصی دارد باور کنید.آیا هر که مهندسی خواند می تواند در باره مسایل پیچیده برق نظر بدهد؟

این که اشاره کردید که آنژیو دست خودشان است و.. درست ولی هنگامی که یک روش تشخیصی در کتابها وارد شده و ارزش تشخیصی آن بالاتر از آنژیوگرافی باشد،مسلما هیچ پزشکی از ترس شکایت یا بدنامی دست به آنژیو نخواهد زد.

روش های جایگزین آنژیوگرافی مثل انواع اسکن وسی تی آنژیوگرافی هیچ کدام ارزش تشخیصی ثابت شده ای بیش از آنژیوگرافی ندارند مضافا اینکه اگر مثلا سی تی کردید ودیدند گرفتگی مختصر دارید ممکن است مجبور شوید دوباره آنژیوگرافی انجام دهید تادر حین کار استنت بگذارند یا بالون بزنند.

سی تی آنژیوگرافی کاربردهای خاص و محدودی دارد از جمله:
بیمارانی که درد سینه آتی پیک دارند.
بیمارانی که نتیجه مبهم در تست ورزش دارند(نه نتیجه غیرطبیعی و بد)
سی تی آنژیوگرافی عوارض خاص خودرا دارد
1-تماس با اشعه که بالقوه سرطانزا است
2-حساسیت به رنگ مصرف شده که گاه منجر به مرگ هم می شود
3-احتمال آسیب کلیوی متعاقب
4-محدودیت تصویربرداری در افراد چاق
5-محدودیت تصویر برداری در افرادی که ضربان نامنظم قلبی دارند.

در نهایت ضمن تشکر از جنابعالی به عرض می رساند که یکی از مهمترین مشکل های این مملکت آن است که مردم از استاد دانشگاه گرفته تا کارگر ساده بدون داشتن علم وآگاهی در هر زمینه ای اظهار نظر می کنند و متاسفانه سه رشته بیش از همه مورد تهاجم افراد قرار می گیرد که عبارتند از:سیاست،روانشناسی وبالخره پزشکی.

reza_canada گفت...

خیلی وقته خودم چیزی ننوشتم


من امروز برای خداحافظی شرکت رفتم و دوست عزیزم صاحب وبلاگ به سوی کانادا هم رفته بود برای خداحافظی

حالا شرح میدم که ببینید چه اتفاقی افتاد و من چه سربلند شدم .

دفتر مرکزی تهران لطف کردند و برای حساب کتاب سنوات 2 سال کاری من تو این شرکت دارویی که اخیرا کار میکردم چکی به مبلغ 10/082/000 ریال دادند ،تازه 300 هزار تومان عیدی نیمه اول سال من هم تو دلش داشته و گرنه این چک گرانقدر زیر 700 هزارتومان میشد و من با دیدن این چک در دستان رئیس عزیزم کم مانده بود قالب تهی کنم و از فرط سرخوشی هورایی بلند بکشم و علت این همه خوشی در آمدن هزینه بلیط من+همسرم+پسرم متین به کانادا با هواپیمایی لوفت هانزا و اونم فیرست کلاس از این چک بود و اینکه علاوه بر آن هزینه زندگی ما تو مونترال در یک خانه 3 خوابه و باتمام امکانات برای 6 ماه تامین شد .

و البته همکاران گرامی شرکت گفتند برای همخوانی با ملت کانادا و سیستم بانکی اونجا که با دلار کانادایی میچرخه به همه بگویم که این مبلغ به دلار می باشد تا کلاس کاریم نیز حفظ شود .

میدونید چی تو سیستم کاری شرکت ما جالبه ؟! اینکه منی که از بهترین پرسنل های کاری تو شرکت های دارویی بودم(به گفته تمام داروخانه ها و شاهدان و حتی رییس های کاری) با پرسنل اخراجی چند سال پیش شرکت با یک چوب رانده شدم و دقیقا همان سالی یکماه به من هم تعلق گرفت و تنها دلیل آن این است که میگن همه آدمها رو تو یک گور یک متری خاک میکنند و همه با خودشون از این دنیا فقط از مال دنیا یک کفن میبرند و برای تساوی حقوق بشر ما هردو با یک چوب رانده شدیم .

و درسی در این آخره کاری به من داد که بلدش بودم ولی تا حالا جوابش را پس نداده بودم ، یعنی تو شرکتهای دارویی شهر ما همدان بین شما که خودتون رو ........میدید و کار همه رو انجام میدید و تمام خلایق رو با اخلاق و معرفتتون راضی نگه میدارید و اونهایی که خودشو رو باد میزنن و همه چیز براشون .........یکی هستند و فقط رئیس تهران شما رو میخواهد که مثل .......براش جان بکنید و اونهم همیشه متوقع باشه و شما رو با انواع اهرم هایی که تو دست داره سک بزنه و هین کنه و .....

شاید من .....بوذم که مثل .......کار میکردم و وجدان کاری رو هیچ وقت به زیر پا نگذاشتم و در تمام دقایق انجام کارهایم فقط دوست داشتم مردم و مریض هایی که به دارو احتیاج دارند زودتر به مرادشون برسند و با تهیه دارو درد و رنج مریضشان رو التیان ببخشند .

خدا کنه تو کانادا و شرکت دارویی اونجا اگه استخدام شدم دیگه ارزش منو از ماشین خاور شرکت بالاتر بدانند و اگر منم مثل ماشین خاور یکروز پنچر شدم ، پنچریم رو بگیرند و نه اینکه روی لاستیک پنچر راهم ببرند .

و جالبه که این دوست در وبلاگش هم یکسری مطالب مناسب با حال من نوشته بود که لینکش رو میگذارم

http://airkanata.blogspot.com/2010/08/blog-post_21.html

مانا گفت...

چقدر سوزناک می نویسین!
خوش به حالتون که رفتین!سلام منو به خونواده برسونین و از زندگیتون لذت ببرین.
آخرین پست من از دوستان مهاجره که خیلی ها نظرشونو نوشتن خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم برام جالبه و برای دوستانم خیلی مفیده.
موفق باشین

فرشید گفت...

سلام
مث اینکه دکترها جواب ندارند بدن به غلط گیری ادبیات فارسی روی آوردن.
حاجی دکتر، اینکه شما در اتاق آنژیو و یا اتقهای دیگر عمل تا حالا چندین نفر رو بر اثر غرور کاذبتون به کشتن دادین حقیقتیه که همه ما میدانیم پس برای ما لفظ قلم حرف نزنید و سعی کنید کار خودتون رو درست انجام بدید.
من ما حق داریم در مورد بدن خودمون نظر بدیم و اینکه کسی که میخواد مارو معاینه کنه چقدر تخصص داره؟ مگه شما دکترها میرید در زمینه معاملات املاک و زمین و خرید خونه کلی نظر میدین و اصلا تخصص اصلی شما به جای پزشکی شده خرید و فروش ملک ما چیزی گفتیم؟ حالا در زمینه بدن خودمون نظر ندیم حاجی دکتر بازاری؟
ببخشید از همه
فرشید از تهران

Mohajer گفت...

با تشکر از دوست پزشکی که جواب دادند و عرض معذرت از اینکه من اصلا نمیدونستم امروز روز پزشک هست و بطور جالبی این تقارن کاملا اتفاقی بود. هر چند نقش پزشکان در درمان رو نمیشه انکار کرد ولی اینکه چرا من این متن رو اینجا کپی کردم، چونکه چندین آشنای دور و نزدیکم را شنیده بودم بر اثر یک آنژیوی ساده جان سپردند ولی کسی جز خود بیمار ظاهرا مسئول جان سپردنش نبوده، برای همین میخواستم یک شوکی ایجاد کنم که کمی به این مسئله هم مردم و هم پزشکان دقیقتر بشن. تا بلکه از فجایع بعدی جلوگیری بعمل بیاد. بهر حال بد نیست که الان ملت در مورد یک سیستم تشخیص و درمان دیگه به نام سیتی آنژیو می دونن. بهر حال حق بیمار هست که درمورد امکاناتی که برای درمان داره نصمیم بگیره و وظیفه پزشک هم اینه که اطلاعات لازم رو به بیمار در هر شرایطی بده. تصمیم گیرنده بیمار هست.
مسئله اصلی اینه که پزشکان گاهی به مریض به عنوان یک شیء نگاه میکنند نه انسان جاندار، اتفاقا به همین دلیل که اونها با جان انسان کار میکنند باید قسم بخورند ولی یک استاد دانشگاه یا یک دکترای مهندسی با اینکه بیش از اونها تحصیل کرده و زحمت کشیده این قسم آخر رو نداره.

مهرگان گفت...

سلام
من از خیلی وقت پیش وبلاگتون را می خونم و واقعا تحسینتون می کنم که با مشغله فراوان باز هم اطلاع رسانی
می کنید و هم دوستانتان را در ایران فراموش نمی کنید
براتون آرزوی موفقیت دارم

Abbas گفت...

سلام. من با حرف شما موافقم.
من دکترای مهندسی برق از یکی از بهترین دانشگاه های ایران دارم و الان هم مدتی است که در دانشگاه تدریس می کنم. چند سال پیش، پدر من دچار سانحه ای در تصادف شده بودند که نیاز به جراحی فوری داشتند. فکر می کنم طبیعی است که در چنین شرایطی افراد خانواده بیمار از نظر روانی تحت فشار زیادی باشند. در این خلال بنده وقتی به بیمارستان رسیدم پدرم را دیدم که در حال رفتن به اتاق عمل همراه یک پزشکو یک پرستار هستند. من بدون نیت و بصورت کاملا طبیعی گفتم که " آقای کریمی، پدرم..." یعنی از لفظ دکتر برای این پزشک استفاده نکردم جالب است که پرستار به صورت کاملا چاپلوسانه با لحن بسیار بدی گفتند" آقای دکتر کریمی! ایشان این همه سال درس نخوانده اند که شما به ایشان بگویید آقای کریمی"! و آقای پزشک هم معلوم بود حظ وافری از این قضیه برده است با سر تایید کردند و یک نگاه خشم آلودی به بنده انداختندو...
غرض از بیان این مطلب این است که متاسفانه اغلب موارد (نه لزوما همه موارد)در ایران چون پزشک ها با جان مردم سروکار دارند و از نظر فرهنگی از ابتدا از ترم اول از لفظ "دکتر" برای خطاب هم استفاده می کنند، دچار عقده خود بزرگ بینی شده اند. در صورتی که این موضوع در بین دکترهای فنی دیده نمی شود و فراگیری آن بسیار کمتر است.

shahram گفت...

منم ناراحتي قلبي دارم . 10 ساله هر دکتري يه چيزي ميگه . فقط دردش برام مونده. نوار قلب وتست ورزش و اسکن قلب هم ديکه برام عادي شده.
براي مديکال که رفتم راستشو به دکتر گفتم اوونم از دکتر قلبم استعلام کرد. نکته جالبش اينه که دکتري که تا ديروز ميگفت من مطمئنم تو پوريلاپس دريجه ميترال نداري در جواب نامه دکتر سفارت حاضر نشد همينو بنويسه. يعني خودشم نمي فهميد من جمه. موضوع جالب تر اينکه جديدا دکتر ها حق مشاوره گذاشتند که جدا زا ويزيت درياقت مي کنند . نوش جونشون مملکت ماست ديگه . آب که سر بالا ميره غورباغه هم ابا اتا مي خونه.

ناشناس گفت...

در پاسخ به اظهار نظر شما در پست قبلي:
-------------
مهاجر جان عزيز

عرايض بنده را "اراجيف" فرموديد، لذا تصميم گرفتم كمي واضح تر حرفم را بزنم شايد سو تفاهم برطرف شود.

من رئيس خودم هستم. مالك شركتي هستم كه سالها پيش تاسيس كردم. رئيس كه چه عرض كنم در واقع مسئوليت من از ساير همكارانم بيشتر است. همه پرسنلي هم كه با من همكار هستند براي من عزيز هستند. براي ديگران كار كردن اسمش "نوكري" نيست. شما به بخش عمده نيروي كار جامعه و بسياري از خوانندگان اين وبلاگ توهين كرديد.

پرسيديد آيا در مناقصه تا كنون شركت كرده ام؟ بلي، تقريبا ساليانه در 30 مناقصه شركت مي كنيم و تقريبا دو الي سه مناقصه را برنده مي شويم. مناقصه اي كه شما در آن شركت كرديد تله بوده است. از اين دست تله ها براي شركتهاي كوچك بسيار است. هيچ با خود فكر كرده ايد چرا پرسنل فاسد آن سازمان دولتي سراغ شركتهاي بزرگ نرفتند؟ پاسخ واضح است. پرداخت هزينه هاي خارج از عرف قرارداد در شركتهاي بزرگ به علت تعداد پرسنل شركت و حسابدار و اسناد مالي به راحتي فاش مي شود. همچنين شركتهاي بزرگ به راحتي به كسي باج نمي دهند و وكيل و نماينده حقوقي دارند و پشتوانه مالي آنها باعث مي شود در يك مناقصه تحت فشار مالي مجبور نشوند به هر باجي تن دهند تا خود را نجات دهند. شركتهاي بزرگ هم خطا مي كنند اما به راحتي ضربه نمي خورند و تجربه بيشتري دارند.

در اين پست فرموديد شرح جزئيات سخت افزاري را قبل از شركت در مناقصه اعلام كردند و شما به همين خاطر قيمت 90 ميليون اعلام كرديد الان مي فرمائيد نامه متمم ارسال كردند.
احتمالا ميدانيد كه برخي مواقع كارفرما حق دارد طبق قرارداد تا 25 درصد حجم كار و به تناسب مبلغ قرارداد افزايش يا كاهش دهد كه پس از عقد قرارداد به اين تغييرات نامه متمم مي گويند و به نسبت هم بايد طلب افزايش مبلغ قرارداد ميكرديد.

شما صراحتا اعلام كرده ايد كه به آنها رشوه (پول شيريني) داده ايد. اين كار خود را چگونه توجيه مي كنيد؟ اين عبور از "چراغ قرمز" نيست؟
شما قبل از عقد قرارداد نمي دانستيد چند درصد از مبلغ قرارداد به عنوان ماليات و بيمه كسر خواهد شد؟

گفتيد كه مدرك تحصيلي شما (برق) با تخصصي كه در آن فعاليت كرديد (كامپيوتر) فرق ميكند من فقط تخصصي كاري شما را عرض كردم نه مدرك شما را. اين هم يكي ديگر از بيماريهاي مملكت ما كه خيلي ها در شغلي غير مرتبط با مدرك خود فعاليت مي كنند. البته در پستهاي خود به "رادار" اشاره كرديد بسيار علاقه منديم يك پست كاملا فني و تخصصي هم از شما در اين وبلاگ مطالعه كنيم و با تخصص واقعي شما كه در كشور ايران به آن بي توجهي شده است بيشتر آشنا شويم.

من هم كاملا به تفاوت سيستم فاسد و نخبه كش ايران و سيستم استعداد ياب و قانونمند كانادا ايمان دارم چون در هر دو كشور كار و زندگي كرده ام. اميدوارم در كشور جديد موفقيت هاي شاياني كسب كنيد اما اين را بدانيد تا خود را از شر اين احساسات منفي آزاد نكنيد هيچگاه آرامش نخواهيد يافت.

اگر بيشتر دقت كنيد در هر پستي كه در وبلاگ خود درج مي كنيد اين احساسات را بروز مي دهيد:
- تظاهر به مذهبي بودن
- خود بزرگ بيني و توهم مغز فرار كرده (هر "فرار" كرده اي "مغز" نيست)
- اشاره به ارزش والاي خودتان و ناتواني سيستم ايران در جذب شما
- عدم اشاره به با ارزش ترين ركن زندگي در كانادا يعني خانواده خودتان
- اشاره به روابط دختر و پسر و نوع پوشش بانوان در كانادا (با عرض پوزش، مثل روستايي هايي كه تازه به تهران آمده اند قضاوت كرديد – اشاره به پست هاي قبلي)
- انتقاد از ايران براي توجيه دليل مهاجرت (مثل اينكه داريد خودتان را قانع ميكنيد كه تصميم درستي گرفته ايد)

در پايان لازم است عرض كنم، انتقاد از شما براي من "آب و نون" ندارد. اما ظاهرا شما به احمدي نژاد نامه نوشتيد و درخواست "آب و نون" كرديد. اميدوارم اين "اراجيف" بنده كمك كند مطالب با ارزش تري از شما بخوانيم.

سيمين گفت...

فقط يك ذهن بيمار مي تواند اين نكات را به هم ببافد
حتما به روانپزشك سر بزنيد

simin گفت...

این شخصی که به اسم من نظر داده من نیستم و متاسفم برای ایرانیان عزیز که نمی توانند نظرهمدیگر را درک کنند. با اینک خیلی دلم میخواست همیشه به اقای مهاجر کامنت بگذارم ولی این رفتار دوستان باعث میشه کامنت گذاری را هم برای خودم قدغن کنم .بروید به داریوش و کوروش خودتان ببالید خیلی متاسفم برای همه انهایی که از اسم خودشان فرار می کنند و یا پشت اسم دیگران پنهان میشوند.چند روزی بود اطلاعات زیادی درباره تحصیل و کار جمع کرده بودم که میتوانست برای انهایی که علاقه دارند مفید باشد,ولی با توجه به فرهنگ بالای دوستان ان نیز پیش من بماند.

محسن گفت...

آقای مهاجر
من در ایران هستم و خود شرکت دارم و حرفهای شما را کاملا درک میکنم. همچنین با امثال این نوع ناشناسها که هیچ نیستند ولی ادعای فضل میکنند نیز بسیار سروکار دارم. امثال این نوع افراد با ذهن بیمار که فقط از زندگی حسادت و کوبیدن دیگران را آموخته اند در جامعه ما کم نیستند.امثال این فرد هیچوقت درک نخواهند کرد که منظور شما از پست قبل این بود که میخواستید بمانید و به مملکت خدمت کنید والا چه نیازی بود که اکنون که دیگر در ایران نیستید و در آنجا در حال کسب موفقیتهایی بیش از وطن هستید این پست را بنویسید. به نظر من ما هر چه این اشخاص را بیشتر نادیده بگیریم بهتر از زندگی خود لذت خواهیم برد. برای شما اقامتی خوش با موفقیت را آرزومندم.

Mohajer گفت...

خانم سیمین
این شخصی که به نام شما پیام نوشته لابد نامش واقعا سیمین بوده، شاید هم نبوده و میخواسته به نام مستعار مطلب بنویسه و اتفاقی به نام شما درومده بهرحال از دید مثبت به قضیه نگاه کنید بهتره. در ضمن اگه کسی میخواد اسمش محفوظ باشه میتونه اونرو ثبت کنه و از طریق گوگل و یا سیستمهای دیگه لاگین کنه دراینصورت نمیشه اسمش رو استفاده کرد. همون کاری که خیلی از خوانندگان که پیام میگذارن انجام میدن.
با تشکر

پویا89 گفت...

اتفاقا دیروز با یکی از پزشکان در همین مورد صحبت میکردم ، ایشان هم تایید میکرند در ایران پزشکی یک شغل انسان دوستانه نیست بلکه در سطح بالا یک تجارت پر سود و تحت یک نظام مافیایی اداره و کنترل میشود .
درابتدا بد نیست پزشکان محترم نظرشان را در مورد شبکه بهداشت این مملکت و میزان رعایت مقررات بهداشتی در اینگونه مراکز بیان کنند واینکه چرا سالیان سال است که اسم بیمارستان های دولتی ایران انسان را بیاد بهشت زهرا می اندازد و از دعاهای متداول که بین عموم مردم رد بدل میشود این است که ( خدا گرفتار دوا و دکترت نکنه ).
و اینکه چرا وقتی یک پزشک( قسم خورده) در مقابل پدری که کودکش ضربه مغزی شده اش را که بعد از ساعتها تلاش و نپذیرفته شدن توسط پزشکان انسان دوست به ناچار به یک بیمارستان دولتی آورده است بگوید من نمیتوانم کاری برای کودک شما انجام بدهم چون زنم به من تلفن زده و گفنه باید خونه باشی !!!! .... و بعد از چند ساعت با جابجا شدن آن کودک به آخرین بیمارستان کودک میمیرد و بیمارستان تنها با گرفتن مبلغ قابل توجهی وجه نقد اقدام به دادن جنازه به مادر و پدر داغ دیده میکنند ....!!!!؟؟؟
راستی پاسخ جنایات این قبیل پزشکان را دراین کشور چه کسی خواهد داد ؟؟
آنهایی که بیماران را به شکل اسکناس می بینند تا یک موجود زنده.
آیا در این کشور جمله تا پول واریز نکنید بیمار ( در حال مرگ ) تان را عمل نمیکنیم شنیده نمیشود؟؟؟
آیا انسانهای زیادی به این دلیل و دلایل دیگر از جمله تزریق اشتباهی نمرده اند؟؟ و باز ماندگان دستشان به جایی بند نبوده و هیچ مرجعی داد آنها را جواب نگفته است؟؟؟
آیا اصلا دادگاهی در این ضمینه وجود دارد؟؟
آیا اینکه در ابتدای عمل و پس از واریز مبالغ هنگفت پول برگه ای مقابل نزدیکان بیمار قرار نمیگیرد که اگر بیمارتان بمیرد به ما ربطی ندارد
آیا امثال این برگه های به ظاهر رضایت نامه و در باطن فرار از مسئولیت ، از دقت پزشک در عمل جراحی نمی کاهد ؟؟؟ و مسئولیت عواقب عمل را از گردن وی ساقط نمیکند ؟؟؟
این گوشه ای از سوالاتی است که در اذهان عمومی نقش بسته و این قشر شریف در این جهان یا در مقابل خداوند متعال باید پاسخ گو باشند.

روز پزشک مبارک

مریم گفت...

سلام دمست عزیز مطلبتون جالب بود. این جور تجویزها در مورد موارد جزیی تر هم پیش میاد مثلا تا چند سال پیش که متخصصین زنان اجازه سونو کردن در مطب را وداشتند دایم می گفتند که تکرار سونو گرافی برای جنین خطر ناکه و در کل بار داری دوبار سونو گرافی کردن کافیه ولی این اواخر که دوباره اجازه سونو به دکتر های زنان داده شده برای مثال یکی ازدوستانم رو که تازه دو ماه و نیم از بارداریش گذشته رو تا حالا سه پزشک مختلف سه بار سونو کردند که خوب البته پول بیشتری هم از مطبهای رادیولوژی می کیرند (کار خدایی نه برای جنین ضرر داره نه دیگه جنین داغ میشه... تازه cd اش رو هم میدن به مامان باباها. دکتر ها هم یه پا کارگردان شدن به خدا..)

ناشناس گفت...

در جواب اقای سیاوش.
خیلی جالبه که واکنش نشان می دید.و خیلی احمقانه هست که ما باور کنیم تعداد انگشت شماری از پزشکان به بیمار به چشم کالا نگاه می کنند.احتمال خیلی زیاد خودتون یکی از اونها هستید.چون خیلی بهتون بر خورده.خوب پولی به جیب می زنید .پولی که شماها در می یارید شیطون که هیچی امامش رو هم فریب می ده و وسوسه می کنه.شما لازم نیست از مردم غلط املائی بگیرید اگه راست می گید کار خودتونو درست انجام بدید.مردم احمق نیستند.همه می دونیم که انسانیت خودتونو به پول فروختید و هیچ چیزی هم حالیتون نمی شه.فقط به محض قبول شدن در رشته پزشکی اقای دکتر خانم دکتر رو به خودتون می بندیدو هزار کثافت کاری می کنید.

سیمین گفت...

سلام مجدد

مثل اینکه نه تنها نویسنده محترم!وبلاگ بلکه بعضی از خوانندگان هم یک تخته شان کم است.
من حتی حق ندارم با اسم کوچک خودم نظر بدهم؟
چه تقصیری دارم که اسمم را سیمین گذاشته اند.
خواننده عزیز فکر کرده که در دنیا فقط همان یک نفر سیمین را داریم؟
بنده سیمین
متخصص قلب از دانشگاه تهران وبا افتخار در پراگ زندگی می کنم.
افتخار از اینکه در یکی از بهترین دانشگاهها درس خوانده ام ومی توانم سرم را در میان جهانیان بالا نگه دارم.
حق یاورتان باد وعلم چراغ راهتان

ناشناس گفت...

سلام

نمی دانم این مطلب طولانی نوشته چه کسی است و اینکه به چه قصد و نیتی شروع کرده به نوشتن و اظهار نظر کردن درباره ی یکی از تخصص های مطرح دنیای امروز که کمتر کسی حتی پزشک عمومی اش هم به خودش اجازه ی دخالت در این وادی را نمی دهد. اینکه این مقاله با سوء نیت قبلی نوشته شده شکی نیست و اینکه نویسنده حتی اقرار دارد که از دانسته های پزشکی روز دنیا اطلاعی ندارد و همچنین در معرفی تخصص یکی از بستگانش که مشغول تحصیل در آمریکا هست به عمد یا غیر عمد ناتوان است.

اینکه پزشکی نیز همچون رشته های دیگر دستخوش معضلات اجتماعی شده شکی نیست. و اینکه پزشکان این مرز و بوم با وجود سالها زخمتی که برای سلامت مردم ایران زمین کشیده اند باز اینچنین مورد بی مهری بعضی افراد بی خبر و شاید غرض ورز قرار می گیرند نیز شکی نیست. متاسفانه سیاست کلی خصوصی سازی مملکت پزشکان را در مواحهه مالی مستقیم با بیمار قرار داده طوری که هر بیمار در حکم صندوق پول برای معالجه گر آن است در حالی که سیستم بیمه می بایست نقش میانجی را ایفا می کرد و صد البته سهم مردم در پرداخت خق بیمه در حال حاضر بسیار ناچیز است.

اما در مورد مطلب نوشته شده باید بگویم که آنچه نوشتید کاملا از دیدگاه خودتان بود و از نقطه نظر علمی توصیه هایی که جهت انجام آنژیوگرافی به والدین شما شده کاملا کتابی است و هیچ نقض علمی در آن مشاهده نمی شود. علاقه شما به والدینتان که بسیار ارزشمند است باعث شده تا از دیدن حقیقت سر باز زنید. باید بدانید که برای دیدن گرفتگی عروق قلب سی تی آنژیوگرافی هنوز نتوانسته جای آنژیوگرافی را بگیرد و این در حالی است که جواب سی تی آنژیوگرافی را اگر به هر پزشک متخصص فلب نشان بدهید در صورتی که ریسک بیماری قلبی بالا باشد و سی تی آنژیوگرافی منفی گزارش شود شما را روانه ی انجام آنژیوگرافی خواهد کرد تا با اطمینان بیشتر قضاوت نماید. پس امکانش بود که شما هزینه ای دوگانه را متقبل می شدید و بعد از انجام سی تی آنژیوگرافی هزینه ی آنژیوگرافی را هم پرداخت می نمودید. مضاف بر اینکه در صورت انجام آنژیوگرافی دست پزشک برای انجام مداخلات درمانی باز است.

از شما دوست گرامی تقاضا دارم ندانسته آسمان را به ریسمان نبافید و خواسته یا نا خواسته در مسیر نادرست گام بر ندارید

همچنین شما می توانید با مراحعه به اینترنت مقالات متعددی را درباره ی مزایا و معابب سی تی آنژیوگرافی بخوانید.

ممنونم

Tima گفت...

سلام

من کاری به این موضوع ندارم که همه جا خوب و بد داریم و منکر این موضوع هم نمیشم ، ولی از اکثر دکتر های ایرانی متنفرم یکی از دلایل کوچکش اینکه خانم دکتر احمقی با تشخیص اشتباهش باعث شد تا خواهر عزیزم دوقلوهاش رو از دست بده و مشکلات دیگه ای هم براش بوجود بیاد.و تنها جمله ای که تونست بگه این بود که " من فکر نمیکردم اینطوری بشه" این تنها نتیجه 8ماه سختی و رنج و عوارض روحی این مدت و بعد از اون اتفاق بود .

حالا بعضی از پزشکان نسبتاً محترم با حافظه خدادادی یا با ...خونی میتونن وارد دانشکده پزشکی بشن و بزرگترین درد، این فرزندان محترم شاهد هستن که با سهمیه پدر و دریغ از اندکی اطلاعات وارد دانشگاه میشن و خدا به داد مریض هایی برسه که زیر دست این پزشکان میرن. یکی از فرزندان شهدا رو میشناسم که انتخاب اول یعنی دندانپزشکی قبول شد،ماشاالله اونقدر مخ بود که بعد از پذیرش در دانشگاه دبیر خصوصی برای تمام دروس 4 ساله دبیرستان گرفت تا شاید کمی به هم کلاسی هاش نزدیک بشه.

Mohajer گفت...

خانم سیمین
من نمیدونم شما چی هستی و کی هستی تنها چیزی که من میبینم اینه که مودب نیستی و کمی هم عقده خود بزرگ بینی داری.
با عرض معذرت

ناشناس گفت...

با سلام دوستان
اينكه واقعا بعضي پزشكان پول و آدمهاي پولدار را مي شناسند شكي نيست .
من خودم(بدليل شغلم در شهرستان زندگي ميكنم) چندوقت پيش براي عمل به شيراز رفته و توسط يكي از دكترها در يكي از بيمارستانهاي خصوصي عمل شدم پس از چهار روز به مطب دكتر رفته وپس از ويزيت من شماره تلفن مطب را گرفتم كه چنانچه سوالي داشتم (به علت مسافت زياد) تلفني سوالم را برسم خلاصه پساز حدود3 هفته تماس گرفتم كه بپرسم ديگر اعمال پس از عمل را انجام بدهم يا نه ، بار اول منشي دكتر گفت آخر وقت زنگ بزن تا وصل كنم، بار دوم زنگ زدم منشي گفت همين الان دكتر با مريض اورژانسي رفت بيرون، بار سوم منشي گفت امروز دكتر نيامده كه دروغ ميكفت (احتمالا دكتر از او خواسته بود)
و من كه فهميدم سركارم موبايل دكتر را از يكي از آشنايان گرفتم و به موبايلش زنگ زدم دكتر گوشي را برداشت و وقتي فهميد من هستم گفت آقا چرا به همراهم زنگ ميزني و اين مال ضرورتهاي خاص است ومن بالاي سر يك مريض بد حال بودم واز شخص مورد نظر بعنوان شاهد پرسيد درسته؟ واو هم گفت بله، در جواب گفتم شما از تلفن مطب جواب نداديد من مجبور شدم چون از شهرستان زنگ ميزنم گفت نه به هيج وجه نبايد...
خلاصه اينكه حتي حاضر نشد 2دقيقه از وقتش را مجاني در اختيار مريضش كه خودش عمل كرده قرار بده.(بعنوان يك تجربه ناخوشايند)
موفق باشيد.

مهسا گفت...

من فوق لیسانس کامپیوتر دارم و زبان انگلیسی روهم تقریبا به راحتی صحبت میکنم میخونم و مینویسم، یه خاطر همین به انگلیسی در اینترنت جستجو کردم تا ببینم دکترهای قلب راست میگن یا نه چون مادر من هم گفتن باید دوباره انجام بده و اوهم به شدت میترسه و حاضر نیست دوباره انجام بده
خلاصه نتیجه تحقیقات:
سیتو انژو روشی جدیدتری است واز انجا که امروزه کیفیت تصاویری که فراهم میکند بسیار خوب شده و بسیار کمتر از آنژیو گرافی تهاجمی است مردم بیشتر به ان علاقه مندند و استفا ده اش داره روز به روز بیشتر میشه!در یکی از جاها گفته بود که روش آنژیو گرافی الان فقط تحت شرایطی خاص استفاده میشه مثلا زمانیکه بیمار حساسیت به ماده ای دارد که تزریق میشه!
متاسفانه در ایران دکتر بعد از این که مدرکشون رو گرفتند دیگه دنبال به روز کردن اطلاعات خودشون نیستند!
خانم دکتر سیمین شما کی مدرک گرفتی ؟! خانم دکتر یه سرچ به انگلیسی تو اینترنت بزن بعد بیا بگو از بهترین دانشگاه مدرک گرفتم !!!!البته امیدوارم حالا که از یکی از بهترین دانشگاهها مدرک گرفتی بتونی انگلیسی رو حداقل بفهمی اگه نمیتونی حرف بزنی!
الان اگه یه سال خودت رو به روز نکنی اطلاعات پزشکیت در بعضی زمینهادیگه به کار نمیاد!
بله سیتی انژیو اون اوایل که اومده یود تصاویرش کیفیت کمتری داشت! نه الان...
ما سیتی انژیو میکنیم قلب مشکل جدی داشت میرم سراغ یه روش دیگه !
از من به همه دوستان نصیحت برای امری مثل پزشکی که حجم دانش تولید شده در زمینه اش هر سال بسیار افزایش پیدا میکنه سراغ پزشکان مسن نرید ! تجربه خوبه به شرطی که با دانش همراه باشه شاید آژیو یا روشهای دیگه یه زمانی خوب بودن ولی الان روشهای بهتر هم اومدن!

مهسا گفت...

یادم رفت بگم من خواهرم در بیمارستان طالقانی پرستار است ایشون میگن متخصص قلبشون که خودش مشکل قلبی پیدا کرده بود و میگفتن رگ قلبش گرفته سیتو آنژیو انجام داد نه آنژیو گرافی! دیگه نتیچه گیری با خودتون..