شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ه‍.ش.

ماه رمضان و کانادا

امسال ماه رمضان دوم هست که من در مونترال هستم. یادم میاد پارسال 2 روز بیشتر نبود که رسیدیم و هنوز هتل بودیم که باید روزه میگرفتیم. یه جورایی حالگیری بود چون همش درگیر پیدا کردن جا برای اجاره و همچنین بعدش خرید وسایل خونه و اسباب کشی و سرهم کردن وسایل و اینا بودم و گاهی خیلی اذیت میشدم.
راستی اونایی که میخوان بفهمن وقت اذان کی هست کافیه صفحه زیر رو فقط باز کنن، سر ساعت به وقت محلی همونجا براتون اذان میگه و حتی در ماه رمضان دعای معروف قبل و بعد افطار و اذان رو براتون میخونه.
در ضمن شنیدم تو ایران دعای قبل از افطار با صدای شجریان رو حذف کردند و مردم با صدای جایگزین حال نمیکنند و بنابر این بعضیها هنوز از دعای افطار با صدای شجریان از اینترنت و یا ضبط شده استفاده میکنند.
فستیوال بین المللی فیلم مونترال که پارسال جعفر پناهی و مسئولین اینجا با شال سبز حضور داشتند، امسال بدون او برگزار میشه و در برنامه هاشون اعلام کردن یک بزرگداشت هم به احترام جعفر پناهی و مردم ایران میخوان بگیرن.
تابستون امسال که در حال اتمامه نسبت به پارسال جز یکهفته گرم، خنکتر و ملایمتر بود. پیشبینی میکنم زمستون امسال برخلاف پارسال سخت و سرد و پربرف باشه.
درمورد وسایل برقی در اینجا پرسیدید، راستش وسایل برقی زلرز و کانادین تایر و ... در اینجا اکثرا چینی و آشغال، جوری که من وسایل برقی "پارس خزر" ایران رو به اینجا ترجیح میدم. قیمت وسایل برقی هم بالاست و اگه مارک معروف غیر چینی بخواین بگیرین برای خریدش باید حدود دو یا سه برابر همون جنس از همون کمپانی نسبت ایران پول بدید. یک همکار خانم چینی دارم تا میدید من چیزی میخرم از من میپرسید کجاییه منم با بی علاقه گی میگفتم معلومه چینی اونم یک لبخندی از رضایت میزد. یکبار بهش گفتم خدایی خودت اگه مجبور نباشی جنس چینی میخری؟ اونم خیلی قاطع جواب داد، نه نمیخرم ولی از این خوشحالم که شما میخرید.
خلاصه به نظرم باز تو همون بازار بلبشو پر از چینی ایران جنس غیر چینی راحتتر پیدا میشه تا اینجا.
در مورد افراد نیازمند به پول دراینجا، خیلی وقت بود میخواستم مطلب بنویسم و یادم میرفت، راستش بیشتر این مردم انقدر محترم و مودب هستند که من خجالت میکشم کلمه گدا رو در موردشون به کار ببرم. البته من حساب اینها رو از حساب بعضی افراد مست و معتاد که اونها رو جزو بیماران باید به حساب آورد و نه گدا جدا میکنم هرچند بیشتر اونها هم هرچند میترسیم بهشون نزدیک بشیم هر چند کثیف ولی بسیار مودب  هستند.
اینجا چه بسا کنار خیابون و ایستگاه مترو ایستادید کسی بهتون نزدیک میشه و سلام میکنه و ازتون تقاضای پول خورد میکنه. این مردم اکثرشون اگه پول خورد داشته باشند کمک میکنند و اگه نداشته باشند معذرت میخوان و میگن مثلا پول خورد ندارم و فقط کارت اعتباری باهام هست. اون آقا یا خانم نیازمند هم یک خداحافظ میگه و میره سراغ کس دیگه. این مردم اصلا نمیپرسند که  کسی که این پول رو میخواد برای چی میخواد، کارش اینه یا این نیست. تو مغزشون فقط این هست که ایشون به این پول احتیاج داره و من اگه میتونم باید بهش کمک کنم. چرا که همون لحظه خودش رو به جای اون انسان نیازمند میگذاره. اینجا خیلی به آسونی ممکنه جای اون دو در زمانی نه چندان دور عوض بشه و اون نیازمند وضعش خوب بشه و این دارا ندار بشه. این هم دلیل دیگه ای هست برای کمک. از یکطرف دولت هم به این مردم در زمانی که درآمدشون کم بوده، کمک کرده. برای بچه هاشون بسته به درآمدشون پول میپردازه، وقت دادن مالیات که میشه از مردمی که درآمد بالاتری دارند مالیات رو میگیره و به مردمی که درآمدشون کمتره مالیاتهای اجاره و ارزش افزوده رو طی چند چک برمیگردونه. اگه زمانی بیکار شدند به اندازه اون مدتی که کار کردند حقوق بیکاری دریافت میکنند تازه بعدشم اگه کار پیدا نکنند کمکهای دیگری دریافت میکنند پس چه دلیلی داره الان که وضعشون خوب شده به کسانی که احتیاج دارند کمک نکنند. همه اینها در یک کشور زندگی میکنند و زیر نظر یک قانون هستند پس وقتی نیازمندی ازشون تقاضای کمک میکنه اگه بتونن کمک میکنن. من هم با اینکه زیاد نیست وارد این کشور شدم ولی دولت اینجا با عدالت خودش، و مردم با خوشرویی خودشون به من یاد دادند باید به همنوع خودم کمک کنم و گاهی اگه نتونم دچار عذاب وجدان میشم. وقتی یک پسر کانادایی به من نزدیک میشه و سلام میکنه و مودبانه به من میگه میخواد بره خونه ولی پولش تموم شده و پول بلیط اتوبوس نداره، چرا نباید کمک کنم؟ اینا منو پذیرفتن و دولتشون داره عین مردم این سرزمین به من سرویس میده، در کشور خودم اگه از یک استان برم به استان دیگه رفتار مردم من گاهی تغییر میکنه، وقتی سالها پیش در فرودگاه مهرآباد به رفتار یک مامور انتظامی دم در فرودگاه اعتراض کردم به من خیلی راحت گفت اگه از این کشور و قانونش ناراحتی میتونی بری... حرفی که اگه یک مامور در کانادا بزنه بدون برو برگرد میتونه باعث اخراجش بشه. ولی من از یک قاره دیگه اومدم اینجا ندیدم و نخوندم و توی اخبار هم نشنیدم هنوز، که به یک مهاجر بی احترامی کنند و بگن بالای چشمت ابروست. اصلا کسی که وارد این کشور میشه دیگه مهاجر حساب نمیشه. بنابر این چرا نباید به همنوع خودم در این کشور کمک کنم؟ این اخبارهای وضع نابسامان مردم در غرب و ... در دکان هیچ عطاری جز صدا و سیمای جمهوری اسلامی که عوض اینکه به طرز رفتار مسولین و عدم کفایت اونها اعتراض کنه هزاران هزار دلار پول بیت المال رو خرج میکنه که با میکروسکپ الکترونی بگرده تو کشورهایی مثل کانادا یک مشکل پیدا کنه و 10000 برابر بزرگنمایی کنه فقط و فقط برای اینکه بگه "اگه ما بدیم، پس ببینید کشورهای دیگه و دولتهای دیگه بدتر از ما هستند."

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
شما روزه هم می تونید اونجا بگیرید .سخت نیست؟
بعد از یک سال که اونجایی برای من که تازه تو مصاحبه قبول شدم آرزو میکنی که بیام یعنی فرصت طلایی که تو ذهنم است را پیدا میکنم؟

محمدرضا گفت...

سلام مهندس جون
با نظرت کاملاً مخالفم
اینجا اگر جنس چینی میخری و برای مثال پشت جعبه به اندازه یک سکه 1 سنتی نوشته 3 سال گارانتی، دقیقاً 3 سال گارانتی داره
چند وقت پیش یک هویه خریدم روش زده بود 7 سال گارانتی و فروشنده گفت واقعا 7 سال از تاریخ فاکتور گارانتی داره(از کانادین تایر)
جنسای چینی جز دلاراما اینجا واقعاًبا کیفیته چون حتی روشم نوشته برای اونتاریو یا کبک یا کانادا یعنی با کیفیتی تولید میشه که فروشنده های اینجا با شرایط فروش و گارانتی اینجا بتونن جوابگوی مشتری باشن.

ما مهاجران گفت...

سلام
با مطلبی درباره "جشن کودکان مونترال" به روزم.

ناشناس گفت...

ممنون از وبلاگ و اطلاعات خوب و مفیدتون. می خواستم بدونم در مونترال برای یک خانواده مثلا 4 نفره اگه والدین انها دارای کار نباشند دولت در مجموع چقدر کمک میکنه؟ و در این صورت چرا باید یک عده در خیابانها دنبال پول خرد مردم بگردند؟

ممنون از جوابتون. سیامک.

علی گفت...

سلام قربان
واقعا گلی. اغراق نمی کنم. بهترین وبلاگی است که تا حالا دیدیم

zahra گفت...

salam
man zahra hastam taze 15roze k uomadam montreal dashtam donbale azan be vaghte inja migashtam k saite shoma in komako behem kard.mamnon be khatere saite khobeton albate man hanoz vaght nakardam k kamel bekhonam.
kash mitonestam mostaghiman bahaton tamase telefoni dashtam ta az tajrobyateton estefade mikardam,

مدیر فروم گفت...

با سلام

ممنون از اطلاع رسانیتون


به تازگی فروم ایران-کانادا فعالیت خودش را شروع کرده است.در اینجا از شما دعوت به عمل می آورم که به جمع ما بپیوندید . شما می توانید به رایگان وبلاگ خود را تبلیغ کنید.نظرات و تجربیاتتون رو در اختیار دیگران قرار دهید و سوالات خود را مطرح کنید.همچنین با دادن درخواست می توانید یک انجمن با مدیریت خود داشته باشید.بیایید ثابت کنیم که ایرانیان لایق بهترین ها اند

ارادتمند

مریم گفت...

سلام دوست عزیز. وبلاگ شما رو از روز تاسیس خوندم. خوب همیشه اولین وبلاگیه که می خونم چون ما هم شاید تا سال دیگه به مونترال بیاییم و راستش وبلاگ شما تصویر واقعی به ما که اینوریم میده. فقط با عرض معذرت من می خواستم بپرسم که وقتی شما تا این ساعت سر کار هستید خانمتون و بچه ها چی کار می کنند و کلا خانمتون با بچه کوچیک چه جوری رفتن کلاس فرانسه.؟ البته باز هم ببخشید که می پرسم. چون من خودم هم یک پسر کوچیک دارم . دوست دارم بدونم که خانمتون در مورد اوضاع بانوان اونجا چه احساسی دارند؟

ben گفت...

سلام آقای مهندس
من چند وقتی هست که شروع بع انجام کارهای مهاجرت شدم ولی نمیدونم چرا یهو دلسرد شدم و از جابجایی زندگیم ترسیدم .
میخواستم از وضعیت کاری اونجا برای یه مهندس برق مطلع بشم و اینکه مدرک دانشگاه آزاد ایران رو قبول دارند یا باید از اول درس بخونم ؟ ! هزینه زندگی و تحصیل چجوری هست ؟ به نظر شما ارزش دوری از خانواده و وطن رو داره ؟
ممنون میشم کمکم کنید ؟

Mohajer گفت...

ناشناس:
اینکه دولت چقدر کمک میکنه بستگی به درآمد داره و اینکه در کدوم استان کانادا هستید. اگه درآمد ناچیزی داشته باشید و دو فرزند بین 0 تا 6 داشته باشید دولت فدرال و کبک مجموعا ماهی 1050 $ کمک میکنند. اگه بجه ها بیش از 6 داشته باشند میشه 850 $. این سوال که مردم چرا تقاضای پول خرد میکنند دقیقا همون سوالیه که اینجا کسی نمیپرسه و اگه بخواد کمک میکنه یا نمیکنه. دلیلش شاید این باشه کمک دولت براش کمه. شاید میخواد برای بچه اش چیزی بخره که کمک دولت جوابگو نیست و شاید همه معتاده همه کمکها رو خرج مواد و مشروبش میکنه.
---------------------
مدیر فروم:
من نیازی به تبلیغ ندارم و همینجا چیزی مینویسم بلکه دیگران استفاده کنند. درضمن اگه میخواستم جای دیگه نظراتم رو بگم وبلاگ نمیزدم. با تشکر
----------------------
مریم:
اینجا کسی بخواد بره کلاس فرانسه بچشو میذاره مهدکودک که روزی 7 دلارش سخت گیر میاد و روزی 35 دلارش هم گرونه ولی دولت درصورتی که والدین خونه نباشد پولشو برمیگردونه.
خانوم من درمورد بانوان اینجا هیچ حس خاصی نداره جز اینکه هر کسی سرش به کار خودشه.
-----------------------
بن: همه چی به خودتون بستگی داره. بله دانشگاه آزاد هم میتونه اینجا ادامه تحصیل بده و کار کنه بهر حال یکی دوسال اول سختی هست.

ناشناس گفت...

سلام
من مديكالم اومده و قصد ادامه تحصيل در كبك را دارم. دردانشگاه فني تهران مهندسي شيمي خوندم ولي معدلم 13.5 است.شنيدم برا پذيرش گرفتن معدل خيلي براشون مهمه.شما اطلاعي ندارين كه ميشه با اين معدل ادامه تحصيل داد يا نه؟ دانشگاههاي معتبر ايران اونجا اعتبار دارن؟ چه فصلي بيام كه براي دانشگاه اقدام كنم؟از ايران ميشه كاري كرد براي پذيرش؟ ممنون ميشم اگه راهنمايي كنيد

simin گفت...

سلام اقای مهاجر.نماز و روزه تان قبول.ایران که بودم تمام نوشته هایتان را می خواندم,ولی تا وقتی ادم نیاد اینجا خودش تجربه نکنه متوجه خیلی موضوعات نمیشه.الان چند روزیه که وبلاگ شما را گذاشتم جلوم و دوباره تمامی انرا میخوانم.تعجب میکنم که چقدر زود قسمت بیشترشو یادم رفته بود شایدم در گیر نبودم.الان متوجه میشم که چقدر ادم رو راست ودرستی هستید و به عقایدتان هم احترام میگذارم.چقدر مهاجرت انسانهایی شبیه به هم را در کنار یکدیگرقرار داده است.چقدر داستان همه تقریبا یکسان شده تنها تفاوتها در روحیه ادمها و در گذشته شان هست.