۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

جامعه ایرانیان با فرهنگ خارج از کشور

خسته شدم. این چند روز گذشته برای سابمیت کردن یک مقاله در ژورنال ماکروویو IEEE تحت فشار زیادی بودم. این فعلا سابمیت شد و از دوشنبه باید فکر کنم پروژه بعدی و مقاله بعدی در چه زمینه ای باشه. زندگیم کم کم داره از دست خودم خارج میشه. از صبح ساعت 9 از خونه درمیام و میرم سر کار و شب ساعت 9 تا 10 برمیگردم خونه. شنبه و یکشنبه هم که کلا کار رو تعطیل کردم و خونه هستم یکجورایی دست خودم نیستم. یا خرید خونه که هر بار نصف روز طول میکشه و یا بیرون بردن بچه ها.
این هفته شنبه از ساعت 11 صبح تا 11 شب رفته بودیم La Ronde (شهر بازی مونترال)، خوب بود. بر عکس ایران که از شهر بازیهای کثیف و شلوغ و پر سروصدا در یک محیط نا امن و دستگاههای تکراری و گاه خراب، آدم به ستوه میومد و من معمولا ازشون فراری بودم، اینجا همه چیز برنامه ریزی شده و منظم و وسایل بازی خیلی مهیجتر و بهتر بود. بعد از آتیش بازی هم خسته و کوفته برگشتیم خونه.
باز هم میگم اینها اینجا چیزی بیش از ما ندارند جز نظم و اینکه مسئولینشون سواد و لیاقت پستشون رو دارند. من گاهی غصه میخورم که چرا ما که همه چیز داریم باید اینقدر در جهان ناشناخته باقی بمونیم و به عنوان یک کشور جهان سومی سطح پایین به کشور ما نگاه کنند. ولی بعد به این نتیجه میرسم که حقمونه. از ماست که بر ماست. کسانی که لیاقت ندارند از نعمات الهی و ذخیره های خدادادی مملکت و استعدادهای خودشون به نحو خوبی استفاده کنند کسانی که همیشه انتظار دارند یکی بیاد و ازین سختیها اونارو دربیاره، تا وقتی قدرت دارند، سوء استفاده میکنند و بهمدیگه ضربه میزنند و تا کسی بهشون ضربه میزنه فریاد مظلومیت سر میدند و به فکر کشتی نجاتن، سرانجامشون بهتر از این نیست. این وسط هم خشک و تر با هم میسوزند.
فکر نکنید مشکل فقط در داخل مملکت ماست، در خارج از مملکت ما هم اجتماع ایرانی یعنی لوده گری و یعنی کنسرت رقص و آواز فلان خواننده، یعنی جمع شین میخوایم به یکی فحش بدیم و مرگ بر و درود بر راه بندازیم.
هی دلمون خوشه و کلی افتخار میکنیم به ایرانیهای موفق در خارج از ایران، ایرانیهای موفق در خارج از ایران افراد محترم و بدون سروصدایی هستند که با اجتماع ایرانی رابطه ای ندارند .وقتی اجتماعی در خارج از ایران فقط برای کنسرت فلان خواننده کاباره ای دور هم جمع میشن تا همه با هم عربده بکشن، نشان از سطح فکر والای جامعه ایرانی خارج از کشور داره ،این اجتماع نبودنش بهتر از بودنشه. اجتماع ایرانی هر جا باشه یعنی تفرقه، یعنی دروغ، یعنی جمع شین میخوایم پدر فلانی رو دربیاریم. یعنی میخوایم مرگ بر و درود بر بگیم. یعنی میخوایم بفهمیم کی چیکار میکنه و چطور موفق شده تا یکجوری جلو موفقیتشو بگیریم تا شب راحت بخوابیم. خلاصه بارها گفتم، مشکل ما در داخل یا خارج مملکت نیست. مشکل از خود ماست. خارج بودن میتونه فرصت باشه. فرصتی که خودمون رو پالایش کنیم. فرصتی که اخلاق و رفتار بد یک ایرانی رو دور بریزیم و فراموش کنیم و اخلاق خوب یک ایرانی رو حفظ کنیم ولی با رفتن میون اجتماع محترم و با فرهنگ ایرانیان خارج از کشور دوباره همه چیز خراب میشه و به رفتار خراب گذشتمون برمیگردیم.

۱۶ نظر:

shahram گفت...

کاملا" با شما موافقم . بيشتر افرادي که مهاجرت مي کنند به اين اميد هستند که تين تفرقه ها و کارشکني ها که تو ايران در حق هم انجام مي ديم ديگه اونجا نباشه . ولي به قول شما همه ايراني هستيم ديگه . متاسفانه!!!

Rouhollah گفت...

سلام مهندس

کمتر از دو ماه دیگه می یام مونترال. یکی از سوالاتی که خیلی فکرم رو مشغول کرده اینه که اگر ازم در مورد ایران و ایرانی سوال کردن چی بگم؟
اگر از کوروش و داریوش بگم، میگن اینها گذشتگان تو هستند الان جی داری؟ الان ایرانی یعنی کی؟ یعنی جی؟

چه جوابی بدم؟
بگم اگر سوار ماشین باشیم به گذرگاه عابر پیاده که برسیم بجای کم کردن سرعت بوق های ممتد می زنیم تا عابر برگرده عقب تا رد شیم. اگر کسی خواسته یا ناخواسته اشتباه راننگی مرتکب بشه خشمگین می شیم
و هر ناسزایی رو به همدیگه می گیم. تو اتوبوس تو خیابون نسبت به هم مهربان نیستیم و حتی با گشاده رویی به هم صحبت نمی کنیم. خشم خانه به بیرون و خشم محل کار به خانه همسر و فرزندان منتقل می شود.
اگر خر بهمون لگد بزنه برمی گردیم به خر لگد می زنیم.
پدر و مادرمون درکمون نمی کنند و سر مسائل جزیی "دوست داشتنی که باید بینمون وجود داشته باشه" از بین میره.
از صبح که بیرون می زنیم تا شب که به رختخواب می رویم همش درگیری بی انصافی نارضایتی نسبت به خود و نسبت به دیگران داریم.
به قانون به خودمون به دیگران احترام نی گذاریم.
به کجا می ریم؟؟!!

simin گفت...

اقای مهاجر من از اولین پستتان جز خواننده ها و کامنت گذارها بودم . الان هفده روزه که امدم مونترال.البته دلتنگی که برای شما پیش امد اصلا برای من وجود ندارد,خیلی خوشحالم که کشور عزیزم را ترک کردم,دیروز وقتی از طریق اینترنت به حقوقی که از جاهای دولتی و نیمه دولتی باید به حسابم ریخته میشد نگاه کردم,چطور ممکن است سی درصد کم بدهند و به هیچ عنوان قبول نکنند که رسید بدهند,خیلی دلم میسوزه بخصوص برای مهندسان مملکت عزیزم, بخدا قسم هر روز از هفت صبح تا ده شب هم کار کرده ام حتی جمعه ها. چیزی که عایدم شده جز خستگی و اعصاب خردی نتیجه دیگری نداشت. نمیگم درامدم بد بود نه نبود,ولی اقایون بالا سری یکصدم من هم کار نکردند ولی میلیونها پول الکی بدستشان رسید, من خودم شاهد بودم.در مکان مقدسی بقول خودشان دانشگاه چه کثافتکاریهایی که انجام نمیشد.پروزوهای دولتی همشان را خودشان جمع میکردند...این فقط یک قطره ای از دریاست.خوشحالم که تو غربتم , خوشحالم که فامیل عزیزمو دیگه نمیبینم همکارای صادقمو هرگز نخواهم دید,اینجا در فستیوال یا در مترو بازم هم ایرانی میبینم تا که میفهمد هموطنش هستیم فورا دور میشود. چه جذابیتی دارد برای من فرار انها.بعضی وقتا از اینک روانشناسی نخوانده ام پشمان میشم بهر حال من اگر اینجا اونهمه تلاشی که در ایران کرده بودم میکردم الان به همه ارزوهام رسیده بودم.

درخواست یک آدرس در مونترال گفت...

سلام آقای مهندس اولا واقعا ممنون از همه اطلاعات خوب و مفیدی که تو وبلاگتون گذاشتین, یه سوال ازتون داشتم که به آدرس ایمیل تون فرستادم.
خیلی خیلی منت می ذارید اگر راهنمائی بفرمائید

Reza گفت...

درود بر شما ،
دوری از همه شده رویایی برای ما . زمان بسیاری است که میخواهم نبینم اما نشد ، این شد که مهاجر شدم.

من به شما افتخارمیکنم .
رضا (مزاحم Email شما)

poya گفت...

چه باید کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟/

reza گفت...

سلام مهاجر خان
وبلاگم رو به بلاگر منتقل کردم.

mah2canada.blogspot.com

به من هم سر بزن

ناشناس گفت...

دشمن ما از خود ما هر لحظه بین ما بود، از ما بود، با ما بود. حالا تو هی برو این ور اونور.

مانا گفت...

دوست عزیز سلام
در آخرین جلسه ای که اعضای گروه در ایران داشتیم بحثهای زیادی در مورد زندگی در کانادا مطرح شد . شاید شبهاتی برای ما که تجربه زندگی در اونجا رو نداریم ایجاد شده من از شما درخواست دارم این پستو بخونین و نظرتونو برامون بنویسین .خیلی خیلی مهمه !
می خوایم به یک نتیجه گیری کلی برسیم.
پیشاپیش از اینکه وقت گرانبهاتونو در اختیار ما می گذارین نهایت تشکر رو دارم.

ناشناس گفت...

سلام آقای مهاجر،
باید بگم جگر هر ایرانی علاقمند به ایران، از آنچه بر سر ایران آمده خون است. ولی چه میشود کرد ؟چون در دنیا 95 درصد مردم راستگو، درستکار و قابل اعتماد هستند،ولی در ایران 95 درصد مردم خواسته یا نا خواسته دروغگو،دزد و دغل شده اند و چاره ای نیست جز اینکه دنبال اون 5درصد بگردیم.
باید بگم نوشته های شما الهام بخش ما بوده و خوشبختانه دو هفته پیش مصاحبه کبک را پشت سر گذاشتیم و نوشته های دقیق و کامل شما کمک بزرگی برای ما خواهد . با تشکر فراوان

Mohajer گفت...

خانم مانا
هر کسی از دید خودش به این کشور نگاه میکنه و همه هم از دید خودشون واقعیت رو میگن. کسی نمیتونه و حق نداره طرف مقابلشو راضی کنه که مثلا اینجا بهشت برینه و زندگیتو و عزیزانتو ول کن بیا اینجا بر عکس کسی هم نباید بگه اینجا زندگی سخته و نیایید اینجا. هر کس اگه تصمیم گرفته بیاد حتما دلایل محکمی داره و اگه هم با حرف دیگران شبهه در او ایجاد میشه پس دلایلش برا اومدن محکم نیست و چه بسا اگه به اینجا بیاد موفق نخواهد شد.

Shouka گفت...

سلام دوست عزیز
چند روزیه که خوندن وبلاگ شما رو شروع کردم و همین الان اینکار به آخر رسید. دلیلش جمع آوری اطلاعات در مورد کانادا هست. باید بهتون تبریک بگم. به خاطر واقع بینی. و همین طور شهامت رد کردن نظراتی که قبلا داشتین. خیلی خوبه که الکی سعی نمی کنین بر یک نظر پافشاری کنید. برای پیشرفتهایی که داشتید خوشحالم و آرزوی موفقیت بیشتر دارم. از اطلاعات مفیدی که ارایه میدین ممنون

alireza rashed گفت...

سلام آقای مهاجر ما یک خانواده سه نفره هستیم که پنج روزه به مونترال آمدیم سئوالات زیادی داریم که فقط آدمه باتجربه ایی مثل شما می تونه به ماجواب بده ومااینجابجزیک دوست که اون هم یک زودترازما اومده کسی دیگری رونداریم اگراشکالی نداره شمارتون به آدرس ایمیلتون بدین تابتونیم باهاتون تماس بگیریم
متشکرم
خانواده راشد
ٍarshia1379_m@yahoo.com
7258 933 514

ما مهاجران گفت...

سلام آقای مهاجر
من و همسرم از بهار 2010 اومدیم مونترال. البته از ایران وبلاگ شما رو می خوندیم. الان هم خودمون یه وبلاگ راه انداختیم تا تجربیاتی که شاید مفید باشه رو به اشتراک بذاریم. لینک وبلاگتون رو گذاشتیم و خوشحال می شیم که شما هم ما رو لینک کنین تا کم کم یه شبکه از وبلاگ نویسهای مهاجر ساکن مونترال تشکیل بشه و بتونیم مطالب مشابه رو به هم ارجاع بدیم.
موفق باشین

مارال گفت...

true

Daniel گفت...

Gol Gofti!
Byad chizaye khubo yad begirim va ba raftarha va afkar bad jay-gozin konim!