۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

روز شلوغ

سلام
امروز روز شلوغی برای من بود، صبح ساعت 8:30 از خونه رفتم بیرون برای کلاس تکمیلی فرانسه، تا ساعت 1:30 اونجا بودم راستش این کلاس رو دوست دارم بک نوع زنگ تفریحه و میگیم و میخندیم. من هم که دیگه تو گروه به عنوان کسی که یکجوری همه رو با مطالبش میخندونه جا افتادم. ترم پیش هم همینطور بود جوری که در کتابچه یادگاری ترم آخر که درست کردن و بهمون دادن اسم من تو کامنتهای بیشتر بچه ها بود. خلاصه بعد از 1:30 کلاس رو نیمه کاره ول کردم رفتم دانشگاه چون هنوز اتاق رو تحویل ندادند فعلا روزی سه چهار ساعت بیشتر نمیرم، قول دادند فردا همه چیز آمادست، اونجا هم رئیسم منتظرم بود، دو ساعت تو اتاق اون بودیم، فقط بگم اگه من این آدمو چند سال پیش میدیدم که هنوز شوق درس خوندن و اینا داشتم مطمئنا زندگیم تغییر میکرد، یکی از دانشجوهاش داشت برمیگشت ژاپن به عنوان اسوشیتد پی اچ دی اونجا تدریس کنه براش تو یک رستوران ایتالیایی جشن شام گرفته بودند و به من هم گفتن بیا، که گفتم نمیتونم و کار دارم. ساعت پنج عصر ازونجا زدم بیرون و رفتم سمت کالج سیسکو و تا ساعت نه و نیم شب اونجا بودم و بعد هم پیاده برگشتم منزل خوبی این کلاس سیسکو اینه که زبان محاوره و تدریس کالج انگلیسیه و تمرین خوبیه برای انگلیسی. خلاصه به نظرم باید کم کم برای کارم بیشتر وقت بگذارم و کلاس زبان صبح رو تعطیل کنم. راستی توی این دو کلاس زبانی که من تا حالا گذروندم یک دونه چینی و عرب نداشتیم که این باعث تعجب همه معلمها شده.
الان نزدیک 6 ماهه اینجام یعنی نیم سال و به یک چشم بهم زدن گذشت، شبا و روزها برام عین برق و باد میگذرن. الان دیگه میتونم راحت در مورد خیلی چیزها نظر بدم. مثلا بگم در کل اگه میخواین کل مایحتاج منزل رو از یکجا بخرین، اخوان به صرفه است و کیفیت اجناسش واقعا خوبه. المیزان برای کسانی که حال ندارن تا اخوان برن بد نیست ولی کلا کمی گرونتر از اخوان هست و سبزی و میوه هاش به تازگی اخوان نیست خیلی هم کوچیکه، صندوقداراش هم گیجن ایندفعه نزدیک بود به جا 60 دلار 90 دلار بگیرن که حواس من بود و 30 دلار که از کردیت اضافی کم کرده بودن رو پس دادن.
من الان سه ماهه تمام خریدها و خرجهامو جزء به جزء هر چند روز یکبار جمع میکنم و متو کامپیوتر مینویسم، همیشه با دبیت کارت یا کردیت کارت خرید میکنم که ثبت بشه، همیشه هم فاکتور میگیرم. همین لیست باعث شده که دقیقا بفهمم که کجا در کل به صرفه هست و کجا چیرو گرون میده. از وقتی که حسابها رو مینویسم بطور متوسط ماهی 200 دلار صرفه جویی میشه و جنسهایی که میخرم هم با کیفیت تر شده. الان میدونم ماهی چند کیلو برنج، گوشت، تخم مرغ و روغن و ... مصرف داریم که برای خرید عمده موثره.
الان میدونم که اگه اینجا به چیزی احتیاج داشتم حتما از چند نفر تحقیق بکنم و بلافاصله اولین پیشنهاد رو قبول نکنم.
اینجا هر کس بخواد اقتصادی زندگی کنه براحتی میتونه. واسه هر نوع سلیقه ای جنس با قیمت مناسب هست.
ولی بعضی چیزها مث، تجهیزات وابسته به کامپیوتر اینجا واقعا گرونه. هارد از ایران بیارین. مموری بیارین. سیدی دیویدی خام بیارین. انواع کابل یو اس بی بیارین. کابل شبکه کوتاه و بلند، کراس و یک به یک بیارین. انواع سویچینگ آداپتور 220 و 110 که به وسایل شخصیتون بخوره بیارید. حتی لپ تاپ هم بیارین. با من بحث نکنید. بیارید ضرر نمیکنید.
راستی پرده خیلی مهمه، ما یک پرده کلفت و نو نقشدار داشتیم که ایران استفاده میکردیم، ازونجا پارچشو کلا 50 تومن خریده بودیم، اینجا یک چیزی تو مایه همون با همون اندازه 450 دلار بود. پرده هم بیارید خوبه. ملحفه هم بیارید ضرر نمیکنید. خلاصه همینا دیگه اینارو چند بار نوشتم ولی باز هم مینویسم چیزی از قلم نیفته. ساعت نزدیک 2 صبح شد. برم بخوابم که فردا یعنی امروز بازم زیاد کار دارم. این پست رو هم گذاشتم که اگه یکی دو هفته چیزی نگذاشتم ناراحت نشید. کامنت بگذارید میخونم.

۱۰ نظر:

neli-basi گفت...

سلام اير كاناداي عزيز.بابت كاري كه پيدا كردي واقعا تبريك مي گم.اميدوارم بتوني قابليتهاتو تو اين 4 ماه ازمايشي نشون بدي.موفق باشي

مرد پارسي گفت...

خوش باشي مهندس

دانشجو نميخواي ؟

Diary Of A Stranger گفت...

ممنون از اطلاعات خوبتون

Diary Of A Stranger گفت...

ممنون از اطلاعات خوبتون

salza گفت...

جناب مهندس
من قبلا هم پرسيدم ذر صورت امكان برايم در مورد آكادمي سيسكو توضيح بده در صورت امكان خصوصي يا عمومي هزينه آن چند است و آيا از محل كمك دولت كانادا قابل پرداخت است من CCNA و ميخواهم ساير گرايشهاي ان يا CCNP را بخوانم آيا كلاسها عملي و لابرا توار دارد يا تئوري است
با سپاس فراوان

سعيد

sahra گفت...

سلام مهاجر جان
یکی از بهترین اساتید من تازه در 40 سالگی شروع کرده بود به دکترا خواندن و بعد دو تا پست دکترا هم گرفته بود
خیلی آدم باحالیه
تو که از اون خیلی جوونتری چرا نتونی دوباره درس بخونی
چشم به هم بزنی 4 سال گذشته هم مدرکت را گرفتی و هم اگر برگردی ایران راحت می تونی هیأت علمی بشی و در کنارش شرکتتو داشته باشی
حیفه تو هم موقعیت داری و هم استعداد داری دوباره به این موضوع فکر کن
موفق باشی

chickpea گفت...

خوشحالم که جا افتادید و از زندگی‌ میتونید دوباره لذت ببرید، هر موقعیتی که به آدم رو میکنه رو باید ازش استفاده کرد بسته به هدفی‌ که دارید، باور کنید اگه جوونتر بودید ممکن بود که اصلا به دکتری گرفتن فکر نمیکردید، کاما اینکه من و همسرم با اینکه استادمون ازمون خواست که ادامه دکتری رو هم با اون بدیم و هم پذیرش دیگه هم از دانشگاهی تو لندن داشتیم، و بیشتر از ۲۶،۲۷ سال هم نداشتیم اما ادامه ندادیم، و هر روز که می‌گذره بیشتر خوشحال میشیم که راهمون رو جور دیگه انتخاب کردیم، و شاید اگه شما هم ۱۰ سال قبل این موقعیت رو داشتید جور دیگه برنامه ریزی میکردید پس نگران گذشتن سالهای قبل نباشید.

Mohajer گفت...

سلام
از لطف همتون ممنونم.
ولی من هنوز هم به فکر دکتری خوندن نیفتادم. من ایران هم که بودم این سه سال آخر توی دانشگاه کار میکردم.
الان هم ریسرچ اسوشیت هستم و دانشجو نیستم تا 4 ماه دیگه ببینیم چی میشه.
رک بهتون بگم اطلاعات درسیم بعد از 10 سال پریده فعلا لیاقت دکتری خوندن رو در خودم نمیبینم. همین ریسرچ اسیستانی فعلا خوبه اصلا هم نمیدونم این آقای دکتر چرا منو انتخاب کرده واسه اینکار، البته من دو بار برا خودش و همکاراش رزوممو پرزنت کردم. فعلا هم دارن منو پوش میکنن به سمت هدفی که خودشون دارن با یکی هم تو ژاپن منو لینک کردن و هی اطلاعات میدن که بخونم. بعد 4 ماه هر چی خدا بخواد همون میشه حداقلش اینه که 4 ماه دیگه من همینی که الان هستم نیستم و کمی سوادم بالاتر میره.
-----------
سعید جان من فکر کنم جوابتو دادم یکبار ولی با اینحال لطفا بهم ایمیل بده من اطلاعات رو میفرستم برات.

leila گفت...

آقاي مهندس مهاجر سلام
من امروز وبلاگ خوبتون را خواندم مرسي از مطالب خوبي كه نوشتيد فكر ميكنم اطلاعات شما براي ما كه در صف مديكال هستيم خيلي مفيد است باز هم مرسييييييييييييييييي
ليلا

رودابه گفت...

موفق باشید