۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

کار یا ادامه تحصیل در کانادا؟

من اینجا برای چی مینویسم؟ احتیاج به نوشتن دارم؟ یا احتیاج به روحیه شما دارم؟ هیچکدوم من فقط به خاطر شما مینویسم و برای اینکه وضعیت اینجارو به شما منتقل کنم. وقتی خوب مینویسم همه خوشحال هستند و کامنتهای خوبی میگذارن. وقتی از سختیها مینویسم یا میخوام حس خودم رو منتقل کنم یکدفعه آمار فحش و بدوبیراه بالا میره. چرا؟ چرا خیلیها دوست دارن فقط در رویاشون زندگی کنن تا وقتی بیدار شن کابوس ببینن؟ بیخیال. چیزی نگم بهتره.
 سال 2009 که من وارد کانادا شدم و شروع کردم به نوشتن تقریبا همه وبلاگها به غیر از یکی که فقط از کانادا بد مینوشت، از روزهای خوششون دراینجا مینوشتن. از خرید کردن در مالهای اینجا. رفتن به چلوکبابیهای ایرانی. از آزادی اینجا. خجالت میکشیدن که سختیهای اینجارو بنویسن شاید برای اینکه میدونن هموطنانشون روشون قضاوت میکنن. من سعی کردم از همون اولی که اومدم حس خودم رو به شما منتقل کنم. وضعیت واقعی زندگی در اینجا. و موفق هم بودم نامه های زیادی دریافت کردم که میگفتن به خاطر خوندن این وبلاگ از اومدن به کانادا منصرف شدن و خیلیها هم انگیزه پیدا کردن که بیان ولی برام نوشتن که دارن خودشون رو برای مقابله با بعضی شرایط سخت اینجا آماده میکنن. البته الان وبلاگها دیگه کمتر خجالت میکشن تا از روزهای سختشون در اینجا بنویسن.
من خیلی خوشحال میشم اگه خانواده ای رو که فکر کردن کانادا بهشت روی زمینه از اومدن به اینجا منصرف کنم و باز خوشحال میشم اگه کسی واقعا اونور از اینکه توانایی هاش دیده نمیشه درمونده شده بدونه یک راه حل دومی هم اینور دنیا داره.
خود من برای چی اومدم؟ تو وبلاگم به عقب که برگردید دلیلش رو متوجه میشید. روزی که اومدم عزمم رو جزم کردم که کار پیدا کنم. کار پیدا کردم و مدت 7 ماه توی دانشگاه به عنوان ریسرچر مشغول شدم. ولی این کاری نبود که دنبالش بودم. همین هفت ماه کافی بود که من بفهمم اگه میخوام اینجا کار خوب مهندسی پیدا کنم و خیالم ناراحت نباشه که آی حقم رو نمیدن. و یا وای معلوم نیست چند ماه اینکار رو داشته باشم باید یکی از دو شرط زیر رو داشته باشم.

1) حداقل یکسال سابقه در یک شرکت معتبر و سرشناس کانادایی
2) مدرک تحصیلی از دانشگاههای کانادا

مورد یک بدون مورد دو در اینجا به دست نمیاد و یا باید بگم که خیلی سخته بنابر این من مورد دو رو انتخاب کردم. بر خلاف میلم توی همین دانشگاهی که کار میکردم سویچ کردم به دکترا. در عرض یکسال همه درسهامو با نمره A پاس کردم. امتحان جامع دکترا رو هم در همون سال اول گذروندم. بعد یک دوره چهارماهه در شرکت ریم (بلاک بری) که آرزوی هر کی در رشته من هست که اینجا کار کنه بصورت اینترشیپ کار کردم. پروژه ای که برام تعریف کرده بودن رو الحمدلله به خوبی انجام دادم و سابقه خوبی از خودم باقی گذاشتم بطوریکه در سابقه کاری که یک کپیش رو به من دادن کلی تعریف کرده و از من به عنوان یک مهندس مجرب که کار گروهی رو خوب بلده و در مواقع سخت راه حلهای عملی و خوبی ارائه میکنه یاد کردن و نوشتن که دوست دارن بعد از فارغ التحصیلی برگردم پیششون. اون چهارماه برام یکدنیا تجربه بود. ریم حدود 17 هزار نفر در آمریکا و کانادا کارمند داره و برای من افتخاری بود که با مدیران این شرکت تونستم مستقیم حرف بزنم و منو به اسم بشناسن. قبل از اینکه وارد این شرکت بشم گاهی به سرم میزد که سویچ کنم به فوق لیسانس تا زود فارغ التحصیل بشم و برم دنبال کار ولی وقتی که دیدم حدود نصف مهندسان این شرکت مدرک دکترا دارند نظرم برگشت. 
دکترا هم خوبه هم بد. درصورتیکه بتونید یک پروژه مفید و بدردبخور رو در دوره دکترا انجام بدین میتونید جذب شرکتهای بزرگ با حقوق بالا بشید ولی دکترا برای شرکتهای کوچک به منزله "OverQualified" هستش. پس هر کی وارد دکترا میشه باید حواسش جمع کار و پروژه ای که انجام میده باشه وگرنه تا آخر عمرش باید از این دانشگاه به اون دانشگاه از این استاد به اون استاد دنبال پوزیشن "پست دکترا" باشه.
توی این شرکت بود که مهندسها به طور علنی گفتن به مدارک و سوابق کاری کشورهای دیگه اطمینان نمیکنن. از نظر اینها سابقه کار یعنی کار کردن در کانادا و آمریکا و لاغیر. حتی سابقه کار اروپایی رو هم بهش اطمینان ندارند چه برسه به سابقه کاری و مدارک دانشگاهی ایران. 
طریقه استخدام شرکتهای بزرگ اینجا به دو صورت هست:
1) از طریق دانشگاه. اول دانشجو رو بعنوان اینترنشیپ میگیرن و تست میکنن و بعد از فارغ التحصیلی جذب میکنن.
2) کانکشن . که اون هم صد البته نمیان کسیو که از مرحله پرت باشه استخدام کنن. بلکه به یکی میسپرن که اگه شخص بدربخوری در زمینه کارشون داره بهشون معرفی کنه.

حدود 10 درصد هم از طریق شرکتهای کاریابی و اطلاعیه استخدام میشن.
به این علت هست که یک نفر 1000 جا برای استخدام اپلای میکنه و فقط پنج جا دعوتش میکنن برای مصاحبه. چون نفرات مورد نیازشون رو از جاهای دیگه تامین میکنن. طرف تا وقتی میتونه بره دانشگاه معتبر اینجا و شخص مورد نظرشو بگیره و ببره و امتحان کنه و بعد بگیره، مرض که نداره بیاد از طریق مصاحبه شخصی رو که نمیدونه مدرکش رو از کجا گرفته. سابقه کارش چقدر اعتبار داره. آیا بعدا براش خوب کار خواهد کرد یا نه رو بگیره. اگه تو موارد یک و دو مورد خودشو پیدا نکرد به مورد کاریابی و اطلاعیه روی میاره. پس بدونید اینهمه اطلاعیه و استخدام روی اینترنت و روی سایت شرکتها فقط برای جذب 10 درصد از کارکنان خودشون هست که از طریق 1 و 2 پیداشون نکردن. 
بعد از این که کسی اینجا استخدام شد اعتباری نیست که تا چند وقت سر کارش میمونه. شرکت قسم نخورده که تا آخر نگهش داره. به محض اینکه بفهمه این شخص کارایی لازم رو براش نداره جاشو با شخصی بهتر عوض میکنن و بهش میگن خدا نگهدار. به قول خودشون موسسه خیریه که نیستن، شرکت هستن که باید از طریق کارکنان سودآوری داشته باشن. بنابراین کسی که استخدام میشه باید همیشه اطلاعاتش به روز باشه که خدای نکرده کس دیگه نیاد کارشو از چنگش دربیاره. به همین راحتی.

۱۱ نظر:

آنی گفت...

برادر من شما کار خودت رو بکن..... خیلی هم خوب میکنی...
من که کلی استفاده کردم... یعنی استفاده ای که از وبلاگت کردم رو از هیچ وبلاگ و سایت دیگه ای نکردم....
من جزو اون مواردی بودم که بعد خوندن پستهات خیالم راحت شد....
آخه احساس میکردم یه چیزی غلطه و حالم بد بود... بعد که یکی جوری نوشت که انقدر واقع بینانه بود که میتونستم باورش کنم یهو راحت شدم....
پس مرسی... بازم مرسی....
بنویس.

مامان سارا گفت...

مرسی از شفاف نویسی تون
من معتقدم نه باید فقطد + نه فقط - نوشت
تجربه کاریتون هم جالب بود

آندیا گفت...

سلام مرسی از بابت اطلاع رسسانی خوبتون من آندیا هستم راستی اسم وبلاگ هجرتی از پارس درسته ولی به اسم سارا جون نوشتید تصحیح بفرمائید لطفا به آندیا
ممنون
مرسی بابت نوشتن واقعیت ها

ناشناس گفت...

ممنون دوست عزیز. خیلی ساده و روان حقایق و دانسته هاتون رو به اشتراک گزاشتین . منتظر نوشته هاتون هستم موفق باشی

ناشناس گفت...

سلام و ممنون...
این پست رو بخونید:
http://miner-canada.blogspot.com/2012/06/blog-post_11.html
خوب چه اشکالی داره هر کی هر چی می خواد تو نظرات بنویسه! خوب شما می نویسید آنچه رو که فکر می کنید درسته! نظر دهندگان هم همینطور! نتیجه گیری هم با خود هر فرد...
اینجور که از کامنتها برداشت میشه، اکثرا قبول دارند که نوشته های شما منصفانه و دقیقه و همونطور که شما نوشتید، به لطف زحمات شما و دیگر دوستان، تو این یکی دو سال اخیر، همه متوجه شدن که اونجا کجاست و این قدم خیلی خیلی بزرگیه که شماها موجب برداشته شدن اون شدید.
پس ما همه ممنونیم و من یکی که از خدا میخوام کمک کنه همیشه بنویسید ولی لطفا از نظرات ناراحت نشید (البته دیگه اگه طرف فقط ناسزا گفت پاکش کنید بره که بدآموزی نداشته باشه)
راستی چه میکنه این ارتباط مجازی! در مورد این پست که لینکش رو میذارم، واقعا برام جالب بود، چه طور کسانیکه فقط از طریق کلمه های رو مانیتور همدیگر رو شناختن، دلاشون تو اینجور مواقع نزدیک میشه:
http://barani.ca/2012/06/last-week
خدا یارتون

قایقی خواهم ساخت ... گفت...

سلام
من خیلی وقت هست که وبلاگت رو دنبال می کنم و همیشه با نوشته هات ارتباط خوبی برقرار کردم
چه زمانی که از خوبی ها می نویسی و چه از سختی ها.
و می دونم که همه ی اینها ، دریافت های خودت هست و می شه بهشون اعتماد کرد.
من با خوندن وبلاگت ، همیشه انرژی می گیرم و عزمم جزم تر می شه.
باز هم ممنونم
همیشه شاد و موفق باشی

ناشناس گفت...

مهندس میدونی‌ چیه :



خیلی خوب می‌نویسی و از نظر من تنها وبلاگی هستی‌ که همیشه و بروز هست .اگه تونستی یه پست در مورد خرید خونه بذار

ناشناس گفت...

سلام آقای مهاجر ببخشید سوالم به مطلب شما ربطی نداره اما جون شما انسانی جدی و با دقت هستید گفتم از شما بپرسم
واقعیتش من الان در بلژیک زندگی می کنم و هنوز کار آمدن ما به کانادا نهایی نشده اما سوالی که دارم این است آیا راهی برای گرفتن سریعتر کارت پی آر بعد از ورود به کانادا وجود دارد یا خیر. برای مثال در بلژیک ما هر وقت کارت یک ساله مان را تمدید می کنیم اگر بخواهیم روند طبیعی اش که بر فرض یک ماه است طی شود پانزده یورو می پردازیم اما اگر بخواهیم یک هفته ای کارها انجام شود صد و بیست و پنج یورو می پردازیم
ایا چنین راه حلی برای کسانی که فرصت ماندن در کانادا را برای مدت طولانی در کانادا- کبک را ندارند وجود دارد
ایا شما از چنین چیزی خبر دارید
ممنون می شوم پاسخ بدهید .

Mohajer گفت...

سلام
نه من همچین چیزی نشنیدم و فکر نکنم که وجود داشته باشه. ولی شما اگه عجله دارید و میخواهید برگردید راه ساده تری وجود داره در همون فرودگاه که یک آدرس موقت از شما میخوان، آدرس یکی از دوستان خودتون در کانادا رو بدید. کارت به آدرس اونها ارسال میشه. این آدرس رو میتونید بعدا با تلفن هم تغییر بدید. به نظرم کار سختی نیست.

bitasa گفت...

salam man az iran weblogtun ro donbal mikardam ke blogspot filter shod. alan 1 haftas omadam montrela va shadidan beyne 2rahi mundam ke lisance bekhunam ya fogh. akhe migan sherkatha lisance ro behtar jazb mikonan ta fogh. man teshne yadgiri va edame tahsil hastam . unam hatman McGill.mamnoon misham rahnamayi konin

ناشناس گفت...

mohandes :

damet garm bazam benevis .....

you give us ++++++ energy..