۱۳۹۰ فروردین ۱۳, شنبه

فصل بهار

اینجا هم کم کم آثار آمدن بهار مشاهده میشه. دمای هوا بالا رفته. درختان جوونه زدن. کم کم بارش برف به باران تبدیل شده.
پسرم دیگه تو مدرسه حرفهای معلمها رو میفهمه و میتونه با بچه ها بازی کنه و حرف بزنه. کارتونها و فیلمهای فرانسوی رو هم بیشتر دقت میکنه چون میتونه بفهمه. فکر کنم کلاس اول که بره مشکل زبان نداره.
دلم واسه هوای آلوده و ترافیک سنگین و مردم عجول و عصبی ایران تنگ شده. دلم واسه رانندگی تو ایران و به رخ کشیدن دست فرمونم تنگ شده. تو اتوبان اصفهان کاشان میشد به راحتی تا 160 و 170 هم روند ولی اینجا دوبار تو اتوبان بیشتر از 90 بری دیگه رنگ گواهینامه ات رو نمیبینی.
آخر عمری دیدیم ملت همه میرن آمریکا یک مدرک دکتری میگیرن میزنن به دیوارشون گفتیم یکیشو هم ما بگیریم ببینیم چی میشه، خودمونو انداختیم تو دردسر. شانس گندمون هم یک استادی به تورمون خورده که یا باید ارابه علم رو براش تکون بدیم یا اخراج بشیم. البته از حق نگذریم همه چی در دسترسمون هست، آزمایشگاه با تجهیزات چند میلیون دلاری و هر فکری تو کله ات داشته باشی پول میدن تا پیاده اش کنی.
چند وقت پیش یک فیبر چند لایه رو برای ساخت به یک شرکت ژاپنی سفارش میدادم. شرکت بهم نامه زد و گفت که با عرض معذرت به خاطر اینکه یکی از تکنیسینهای درگیر اینکار در زلزله دچار مشکل شده شاید سفارش کمی دیرتر از زمان استاندارد یعنی 10 روز آماده بشه، ما هم گفتیم بابا خواهش میکنم شما اختیار دارین. برین به کار زلزله و اتم و ایناتون برسین ما میتونیم صبر کنیم. ولی با کمال تعجب دیدیم سفارشمون روز یازدهم دستمون بود. ژاپنیها بسیار آدمهای مغرور و مبادی آداب و وطن دوستی هستند. اینجا که بودم با یکی دوتاشون که تو ژاپن استاد بودن و برای فرصت مطالعاتی اومده بودن به گروه ما آشنا شدم. یکبار یکیشون میدونست ما ایرانیها نسبت به بعضی چیزها حساسیم، اسم خلیج فارس رو مخصوصا خلیج فلان گفت که من گفتم هی یارو حواستو جمع کن ها یکبار دیگه این اسم رو بکارببری من هم دریای ژاپن رو میکنم دریای چین.
چینیها جرئت نمیکنن همچین کاری کنن چون مشکل زیاد دارن. اونوقت من تبت رو میکنم کشور. تایوان هم همینطور و هنگ کنگ هم دوباره برمیگرده سمت انگلیس.
یک یونانی تو گروهمون داریم که با هم به رسم ایرانیان و یونان باستان کل کل داریم. اونا تو تاریخشون از ایران خوندن و ما هم از یونان، و با هم تاریخ رو مرور میکنیم. از جنگ ماراتن میگیم تا حمله اسکندر به ایران که جالبه تو تاریخشون نیست که این بابا که حمله کرده به ایران، همه چیزرو به آتیش کشیده و دزدیده و برده. جالبه هر وقت ما سر میز ناهار بحث میکنیم، این کبکیها و کاناداییها و هچنین فرانسویها که اینجا زیادن، مات میمونن که ما چطور از تاریخ هم اینقدر زیاد میدونیم. یکبار هم بحث سر نوروز شد و این دوست یونانی ما از این که چطور از هزاران سال پیش ما ایرانیها اینقدر دقیق آغاز سال رو به دقیقه و ثانیه تخمین میزدیم و تاریخ ما دقیقا با فصل زنده شدن طبیعت شروع میشه کف کرده بود و شاکی شده بود که  چرا شروع تاریخ مسیحی شده اول ژانویه وسط زمستون.
با توجه به تعداد زیاد ایرانیهایی که در خارج هستند و تعدادشون رو به افزایش هست میشه گفت مردم کشورهای دیگه روزبروز بیشتر در مورد ایران و مردمشون و وضعیت تاریخی و سیاسی ایران اطلاعات میگیرن. نسل جدید مهاجران ایرانی برخلاف نسل قدیم، تاثیرگذاری زیادی در نوع نگرش مردم آمریکا و اروپا به ایران دارند. مردم این کشورها خبر اتفاقات در کشورهای دیگر رو از اخبار نمیگیرن بلکه بطور مستقیم از مردم اون کشورها میپرسند و درنهایت خواست و اطلاعات آنها در دولتهاشون منعکس میشه و این میشه که کشورهایی که تا حالا ککشون هم نمیگزید که فلانجا کودتا شده یا فلان دولت مردمش رو میکشه. حالا لشکر کشی میکنن به لیبی تا جناب آقای معمر قذافی نتونن مردم خودشون رو به بهانه شورشی و جاسوس و دهها برچسب دیگه بکشن.

۱۶ نظر:

Don Corleone گفت...

مهندس گرامی یک خبر جدید هم از این تمدن چند هزار ساله بدم که در مزار شریف که بیش از ۹۰ درصد مردمش فارسی زبان هم هستند و شیئی مذهب و از بازماندگان تمدن درخشان قبل از اسلام و بعد از اسلام سرزمین آریاییان ، ۱۰ -۱۵ نفری از کارکنان ان را کشتند و سر چندتاشون هم از تن جدا کردن ! اینم یک برگه زرین دیگه به به کتاب افتخارات پارسیان اضافه شد!!

مامان سارا گفت...

سلام دوباره ممنون از جوابتون
پسر من 5 سالش تموم شده با این حساب باید بره پیش دبستانی
می دونید ساعت مدارسپیش دبستانی از پند تا چنده؟
فرزند شما چند سالشه از چند سالگی اونجا بوده که نوشتید دیگه فرانسه را متوجه میشه و ....

یه سوال دیگه هم اینکه اگر وسط ماه بیاییم بهتره موقتی خونه بگیریم و بعد دنبال خونه دایم باشیم یا مثلا سه روز هتل باشیم و بعد خونه بگیریم؟

به نظرتون کدوم محله برای سکونت بهتره؟

بازم مرسی

ناشناس گفت...

"ما از تبار رستم و فرهاد و آرش هستیم "

مامان سارا گفت...

یه سوال دیگه اینکه آیا همه دانشگاه ها برای اداه تحصیل از مهاجریت هم مدرک زبان می خوان؟

ممنونم

مامان سارا گفت...

یه سوال دیگه اینکه آیا همه دانشگاه ها برای اداه تحصیل از مهاجریت هم مدرک زبان می خوان؟

ممنونم

مجید گفت...

سلام دکتر مهندس عزیز

بالاخره ما هم از کمی دانش لینوکسیمان بهره بردیم و تونستیم براتون پیام بگذاریم

1- سال نو مبارک، امیدوارم پر از موفقیت، سربلندی و سلامتی برای شما و خانواده محترم و متعلقان باشه.
(برای ما اولی بود دومی نیمه بود سومی متاسفانه زیاد خوب نبود)

2- در خصوص سیاست و لیبی و این حرفاريال به نظر من غربی ها جایی که براشون سود نداشته باشه نمیرن.لیبی هم به همین نحو

3- خوش به حالت، من یه کمکی تاریخ خوندم منتهی به دلیل نحوه نگرشم، اونطوری که بشه سر میز نهار خدمت دوستان از سایر نقاط دنیا رسید چیزی یادم نمونده.

موفق باشی

علی گفت...

سلام فربان
لطفا جواب سوال من رو بدین
من هم مهاجر کبک هستم و 1 جولای می یام مونترال همراه با خانمم
هم اکنون هیات علمی دانشگاه آزاد هستم و مثل شما فوقم رو (البته در رشته نرم افزار) 10 سال پیش گرفتم. هدف اصلی من گرفتن PHD در رشته خودم هستش تافل 550 دارم و فرانسم رو هم تا ترم 6 خوندم
به هر دری می زنم تا یه پذیرش از کنکوردبا یا مک گیل بگیرم و با توجه به اینکه همه مدارکم رو براشون فرستادم ولی هیچ حوابی نه خودشون نه استاداشون نمی دن. وب لاگ شما رو خوندم و با دانشگاه پلی تکنیک مونترال آشنا شدم. به نظرتون مدارکم رو برای اونجا بفرستم؟ (من شاگرد اول لیسانش و فوق از امیرکبیر هستم. مدارکش رو هم دارم) لطف می فرمایین راهنمایی کنین. (خیلی ناراحتم)درضمن ما با 20000 دلار داریم می آییم. فعلا همین رو داریم. کافبه؟

Golnaz گفت...

Matlabe bahali bud

ناشناس گفت...

اینهم برای دلتنگیهاتون:
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری ؟
به غبار این بیابان
- " همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم "
- " به کجا چنین شتابان "
- "به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا سرایم "
- " سفرت بخیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها ، به باران
برسان سلام ما را "

Mohajer گفت...

علی
تا پات اینجا نرسه به علت تقاضای بسیار زیاد از ایران و اینکه خیلیها از ایران آپلای میکنن تو صد تا دانشگاه و آخرش معلوم نمیشه میان یا نه، هیچ دانشگاهی زود جواب نمیده مگه اینکه با استادی صحبت کرده باشین و از طریق اون بیاین.
پاتون که اینجا رسید مستقیما برید دانشگاهی که دوست دارین و حضوری آپلای کنید . تافل و فرانسه و این مکافات هارو هم نمیخوان تنها چیزی که میخوان. فرم ثبت نام . سه تا ریکامندیشن. مدارک تحصیلی و کارت اقامت و سی اس کیو. کل زمان اپلای کردنتون 10 دقیقه بیشتر طول نمیکشه. توصیه میکنم تو دو دانشگاه حداقل آپلای کنید و قبلش با استادی صحبت کرده باشید و تو فرم ثبت نام اسم اون استادی که شمارو قبول خواهد کرد رو بنویسید و الا معلوم نیست بورس بهتون تعلق بگیره. موفق باشید

علی گفت...

بسیار سپاسگزارم

Don Corleone گفت...

Hi Mr.Mohandes,
Tonight in the leaders debate monsieur Ducceppe said a few very interesting things:
Multiculturalism is not compatible with Quebec values
Multiculturalism did not work and that was well demonstrated in England
And Quebec wants to have 100% of control on their immigration decisions
What do you think about it and do you want to assimilate your Islamic beliefs with the ideas of BQ’s leader?

آتیلا گفت...

دقیقا دو روز هست که نشستم پشت مونیتور و کل وبلاگتو از آخر تا اول خوندم حتی یک پست را هم جاخالی ندادم :دی
بهت تبریک میگم به این همه جرات و شهامتی که داشتی ، به قول خودت با اطلاعات رفتی و میدونستی که چی در انتظارته با علم به همه اون اطلاعات با دو بچه و خانمت این ریسکو قبول کردی و مهاجرت کردی واقعا بهت تبریک میگم ، مطمئنا 10 سال دیگه ادم خیلی خیلی موفقی تو کانادا خواهی شد ، منم دو سه ماهه که در فکر اینم که شرایطمو مهیا کنم و بیام ولی زبانم ضعیفه فکر کنم یکسالی اینجا کار دارم وبلاگهای زیادی خوندم که خیلی تعریف کردند یا خیلی خیلی بد گفتند از کانادا ولی همون تعریفهاشونو منو به شک انداخته بود که یک چیزی هست که اینا نمیگن و دلسرد شده بودم ولی به خوندن وبلاگ شما 100 درصد دیگه میام فقط دو سئوال داشتم 1- من الان پاشم بیام با زبان قوی و با شرایط اسکیل کاری اقامت دائم بگیرم ( لیسانس شیمی هستم و برفکار صنعتی ) و بخوام اونجا از همون لحظه رسیدنم دوباره از اول لیسانس فنی یا علوم پایه بگیرم حداقل حداقل چقدر پول لازم دارم که با خودم بیارم مجردم ، 30 سال دارم ، کار را براخودم عیب نمیدونم حتی سابقه کار ساختمونی هم دارم :دی فقط خیلی دلم میخواد دوباره از نو درس بخونم چون این لیسانسی که گرفتم به درد لای جرز هم نمیخوره ولی کنارش باید کار موقت هم بکنم ولی میگن سابقه کار کانادایی میخواد واسه هر کاری هر چند موقت هم ، اگر میشه منو راهنمایی کنی ممنون میشم . راستی نوشتید سئوالارو ایمیل کنید ولی چون میخواستم اینجا هم نظر داده باشیم ایمیل نکردم اگر خبری نشد ایمیلش میکنم :دی

Mohajer گفت...

آتیلا
ممنون از لطفت
در مورد مبلغ طبق توصیه های اداره مهاجرت کانادا عمل کنی ضرر نمیکنی. شما اگه دانشجو بشی دولت بهت ماهانه کمک هزینه میده . چون یک نفر هستی خرج زیادی نداری. ولی به نظر من حداقل 12 تا با خودت بیار.
موفق باشی

آتیلا گفت...

ممنون بابت پاسختون ، الان من مدرک دیپلم ایرانمو بیارم و بخوام مثلا تو مکگیل یک رشته فنی بخونم چجوری پذیرش میشم ؟ مجبورم دوره ای چیزی بگذرونم ، یا شرایط خاصی داره؟ شرمنده اینقدر سئوال میکنم الان دولت فدرال و استانی برای هر ترم چفدر به یک دانشجوی دوره لیسانس وام میدن و شرایط بورسیه و .. چجوریه و برای کسی که نمرات خوبی بیاره امکاتات مالی اضافه ای هم میدن یا نه ؟ مثلا این هزینه ها را دانشگاه یو بی سی زده که واسه من خیلی زیاده

Educational costs (Full first-year course load)
Tuition $5,422
Student fees $898
Books $1250
Educational costs subtotal $7,570

Living costs (8 months)
Room and board $8,345
Personal expenses $2,500
BC Health Insurance $432
Living costs subtotal $11,277

Estimated total cost $18,847


مثیخواستم بپرسم که همه این هزینه ها را کمک می کنند یا نه
پیشاپیش بابت پاسختون تشکر میکنم

اتیلا گفت...

راستی تو پستهاتون نوشته بودید که کپی بردای از مطالب غیر مجاز هست اگر اجازه بدید کپی نمیخوام بکنم میخوام فقط وبلاگتونو تو ار اس اس فیس بوک بذارم و با لینک خودتون اونجا ثبت بشه
http://www.facebook.com/pages/Mohajer/216721915005030