۱۳۸۹ فروردین ۷, شنبه

کمی مقایسه

سلام
فکر کنم کم کم وقتش شده باشه که نسبت به اوایلی که اومدم، الان مقایسه ای کنم.
باید بگم که الحق و الانصاف کانادا کشور خوب و نمونه ای هستش. من کشورهای دیگه رو ندیدم ولی در مقایسه با کشور خودم دارم میگم. نمیدونم چطور فکر پراکندمو جمعمو جور کنم که به بیراه نره ولی با همون زبون پراکنده تصویری که ازینجا در فکرم ساخته شده براتون میگم. مسلما استثناهایی هم اینجا هست همانطور که در کشور خودم هم استثناهایی هست ولی اینجا اینوری اونجا اونوری.
اینجا نظم حکمفرماست.
اینجا دیده میشید.
اگه توانایی داشته باشید اینجا حتما از شما استفاده میکنن و بهترین وجه مزدتونو میدن.
اینجا قانون حکمفرماست.
اینجا شما پلیس راهنمایی رانندگی در خیابون نمیبینید
اینجا شما اصلا پلیس نمیبینید یا خیلی کم اونهم بصورت غیر محسوس
اینجا مراجعه به ادارات وجود نداره همه مسائل از طریق تلفن و اینترنت و پست حل میشه.
اینجا اگه به اداره ای مراجعه کنید چنان با احترام با شما برخورد میشه که فکر میکنید خانوم یا آقای مسئول کار شما عاشق شما هستن.
اینجا تبعیض نژادی به هیچ وجه وجود نداره ولی خودشون فکر میکنن وجود داره و میخوان از بین ببرنش
اینجا صداقت رو میتونید در چشمان مردم ببینید.
اینجا دولت خودشو در مقابل تک تک مردم مسئول میدونه نه گروهی و گله ای و خوشه ای و ... .
اینجا اگه کسی کار میکنه باید سهم خودشو از کار به دولت بصورت مالیات و ... پرداخت کنه در مقابل اگه بیکار میشه دولت در قبالش مسئول تامین هزینه های او و خانوادشه.
اینجا کشوریه که اگه کسی مسلمان باشه مسلمان تر میشه، اگه بی دین باشه بی دین تر میشه و اگه بی تفاوت باشه بی تفاوت میمونه.
شما در انجام تمام فرائض دینیتون آزادین حتی کمکتون هم میکنن.
برای مثال اینجا در مونترال ما دو مرکز دینی و فرهنگی داریم که شیعیان و ایرانیها دور هم جمع میشن پنج شنبه ها دعا کمیل میخونن و روزها جشن و عید ، جشن میگیرند زمین ورزش دارند و با هم ورزش میکنند تفسیر قرآن دارند. و اتفاقا خیلی از ایرانیها که اینجا افراد معروفی هستند شرکت میکنند. یکی ازین موسسات نور و دیگری موسسه وابسته به آیت الله خوئی هستش. برا خودشون مدرسه دارند و هر هفته شام و بعضی وقتها نهارشون برای شرکت کنندگان به راه هستش. یک قسمت از هزینه هارو رو مردم خیر اینجا برعهده دارند و یک قسمت دیگش از مالیات مردم کانادا تامین میشه، بدین صورت که دولت موافقت کرده که مردم مالیات خودشونو مستقیما به این موسسات خیریه اسلامی کمک کنند. یعنی برای دولت اینجا موسسه خیریه، خیریه هست و به اینکه چه دینی دارند مال چه حزب و دسته ای هستند و هزار مسئله دیگه براش مهم نیست. مهم اینه که همه مردم این کشور هستند و حق دارند اعتقادات خودشونو داشته باشند.
تو مترو که سوار میشیم چینی هست، عرب هست، آمریکای جنوبی و آفریقایی هست و در ضمن کانادایی اصیل هم هست، همه با هم حرف میزنن و اون کانادایی اصلا فکر نمیکنه که احیانا کسانی اینجا رو اشغال کردند و دارند شاید سهم اونو میخورند. والا به خدا اگه همچین اتفاقی تو ایران برا من میافتاد من یکی نمیتونستم به این راحتی این مسئله رو قبول کنم و به آسونی با مهاجرین معاشرت داشته باشم. ولی اینها قبول کردند و وقتی من جایی میگم مهاجرم با کمال ادب و احترام میگن به کشور خودت خوش اومدی.
اگه ما در ادارات و موسسات و محلات کشور اسلامی ایران یک نمازخونه داریم، یک مسجد داریم که خیلی از مردم میرن اونجا که نمایش دینداری بدن، در این کشور بی دین لائیک میتونید در هر جایی بساط نمازتونو پهن کنید و نماز بخونید به جماعت و به فرادا، سنی و شیعه با هم جدای ازون مزخرفاتی که بعضی علمای دینی هر دو طرف بر علیه همدیگه میگن. فرقش اینه که اینجا دیگه رئیسمون مارو نمیبینه که فردا بخواد به ما به خاطر دینداریمون ترفیع بده یا توصیه مارو به مقامات بالاتر بکنه که ایشون با اینکه تخصص این مقام رو نداره ولی در عوض متعهد و مخلص ؟!! هست.
مردم خوبی هستند. خیلی هم با فرهنگ و مطلع هستند. نمیخواستم اینو بگم ولی از ما ایرانیها بافرهنگ تر و مطلع تر هستند. همیشه علاقه به دونستن دارند. دلشون میخواد راجع به فرهنگ و دین شما بیشتر بدونند.
وقتی من ایران بودم و سنم خیلی کمتر بود با اون تصویری که از اینجا در رادیو و تلویزیون ساخته بودند فکر میکردم این مردم، مردمی مغرور هستند که خدا رو بنده نیستند و همیشه کشورهای ضعیفتر رو از جایگاه بالاتری نگاه میکنند، ولی واقعا اینطور نیست، برا اینا فرق نمیکنه ایران کجاست، عراق کجاست، افغانستان کجاست و یا فرانسه کجاست. اینها با شما معاشرت میکنند برای اینکه شما انسان هستید. مثل خودشون برای اینکه از شما یاد بگیرند. حالا یا آشپزی یا هنر یا تاریخ یا داستان و هزار مسئله دیگه. برا اینها اصلا مهم نیست که کشورشون پیشرفته هست یا نیست یا قدرت برتر نظامی هست یا نیست. برا اینها شما مهمید به عنوان یک انسان.
تو جایی میبینی یک دختر سفیدپوست بلوند خوشگل با یک پسر سفید پوست دست در دست هم دارن میرن جای دیگه میبینی یک دختر سقید پوست آمریکایی با یک سیاه آفریقایی یک کالسکه دستشونه و با بچشون دست به دست هم عاشقانه میرن. خداییش زهله دختر مسلمان ایرانی آب میشه بخواد نزدیک یک سیاه پوست باشه چه برسه بخواد بهش لب هم بده. اینه معنی مساوات که اتفاقا در دین ما هم سفارش شده ولی اینجا این از نظر ما کفار انجامش میدن.
این مردم، دنیا رو بدون فیلتر رنگ و ریا و کاملا صاف میبینند، کسی که عینک سبز به چشم زده باشه دنیا رو سبز میبینه و کسی که عینک سیاه زده باشه سیاه. کسانی که میگن همه بد هستند جز ما ، مسلم بدونید خودشون بدترینن. کسانی که میگن همه ظالما جز ما مسلما خودشون ظالمترینن. کسانی که میگن همه بی دینن جز ما شک نکنید خودشون متظاهرترین و بی دینترین آدمها هستند. کسانی که میگن فقط ما با فرهنگیم خودشون بی فرهنگ ترینن.
متاسفانه مردم خوبی نیستیم. سالهاست که خوب نیستیم و فکر میکنیم که هستیم. سالهاست که فکر میکنیم دینداریم ولی بی دینیم. سالهاست
که عقده حقارت مارو گرفته و به جاش میخوایم دیگران رو تحقیر کنیم، بد کنیم، بکوبیم تا ثابت کنیم خوبیم. با این اوصاف آیا ما لیاقت لطف خداوند رو داریم یا اینکه ... ؟!!!
این آیه قرآن رو تو دبیرستان باید حفظ میکردیم چون تو امتحان ازش سوال میومد.
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا مابانفسهم
خدا وضع هیچ قومی رو تغییر نمیده، مگه خودشون اراده بر تغییر داشته باشند

۱۰ نظر:

sahra گفت...

سلام مهاجر جان
اولا سال نو مبارک
ثانیاً خیلی از تحلیلت خوشحال شدم و باهات موافقم که باید تغییراتی را در طرز تفکر نسل جدیدمون بدیم.
راستی اگر برات اشکالی نداره می تونی حدود دستمزد دستیار تحقیق را بگی چون احتمالاً من و همسر جان هم دنبال کار مشابهی هستیم و می خواهیم یک دید کلی داشته باشیم.
موفق باشی و ممنون

من گفت...

Kheili jaleb bood,chon bad az 3 mah man ham kam kam daram be in nataiej miresam avalesh intooori nabood,hamecji khoob mabood vali alan dare dorost miahe va vaghiat ha maloom mishe

بیژن گفت...

دوست عزیز... مهندس مهاجر
واقعیت چیزیه که شما به بهترین نحو بیانش کردین
جملاتی رو انتخاب کردم که ازشون بسیار لذت بردم:
1-اینجا تبعیض نژادی به هیچ وجه وجود نداره ولی خودشون فکر میکنن وجود داره و میخوان از بین ببرنش
2-اینجا صداقت رو میتونید در چشمان مردم ببینید.
3-اینجا کشوریه که اگه کسی مسلمان باشه مسلمان تر میشه، اگه بی دین باشه بی دین تر میشه و اگه بی تفاوت باشه بی تفاوت میمونه.
شما در انجام تمام فرائض دینیتون آزادین حتی کمکتون هم میکنن.
4-یک قسمت از هزینه هارو رو مردم خیر اینجا برعهده دارند و یک قسمت دیگش از مالیات مردم کانادا تامین میشه، بدین صورت که دولت موافقت کرده که مردم مالیات خودشونو مستقیما به این موسسات خیریه اسلامی کمک کنند.
5-خداییش زهله دختر مسلمان ایرانی آب میشه بخواد نزدیک یک سیاه پوست باشه چه برسه بخواد بهش لب هم بده. اینه معنی مساوات که اتفاقا در دین ما هم سفارش شده ولی اینجا این از نظر ما کفار انجامش میدن.
6-کسی که عینک سبز به چشم زده باشه دنیا رو سبز میبینه و کسی که عینک سیاه زده باشه سیاه. کسانی که میگن همه بد هستند جز ما ، مسلم بدونید خودشون بدترینن
...
با اجازتون (که هنوز نگرفتم) اصل لینک مطلبتون رو تو وبلاگم میذارم.
کاملا پر محتواست و نمیشه ازش خلاصه نوشت.
دوستدار شما

mona گفت...

سلام اقای مهندس

سال نو شما هم مبارک.....ایشالا سال بسیار خوبی برای شما و خانوادتون باشه.....

کارها چطور پیش میره؟؟؟راضی هستید ؟؟؟ بچه ها مدرسه رو شروع کردند یا نه؟؟؟

موفق باشید

mehrdad_rad گفت...

سلام مهاجر عزيز

اول از همه سال نو مبارك!!

خيلي وقت است كه وبلاگتان را مي‌خوانم و وقت نداشتم كامنت بگذارم يا بهتر است بگويم نمي‌خواستم كامنت بگذارم. البته قبلا چندين بار در خصوص پرونده‌ام از شما كمك‌هاي بسيار خوبي گرفتم.

اما اصل داستان اينكه من در اين مدت نوشته‌هاي شما را به دقت به عنوان كسي كه تازه مهاجرت كرده دنبال مي‌كنم.

يك داستاني ما در رشته مهندسي صنايع داريم در مورد نيروي انساني كه هركسي كه تازه وارد يك سازمان مي‌شود بايد 4 مرحله را بگذراند.

1- forming
در مرحله اول شخص با محيط كار آشنا مي‌وشد با بايد‌ها و نبايدها و ...
2- storming
شروع به جنجال مي‌كند اگر از سازمان بزرگ‌تري آمده باشد شروع به رد تمام قاونين و ساختارهاي سازماني شركت جدديد مي‌كند هر چقدر از سازمان كوچكتري آمده باشد اين درگيريها كمتر است.
3- norming
حالا يواش يواش فرايند همشكل شدن صورت مي‌گيرد و شخص در حال شبيه شدن به ساير افراد سازمان مي‌شود.
4- performance
در انتها مرحله اثربخشي براي سازمان آغاز مي‌شود از اين مرحله به بعد تازه نيروي يك نيروي كاري مناسب براي شركت مي‌باشد.

من در روند مطالب صادقانه شما احساس كردم چقدر زيبا اين موارد در حال طي شدن است. با شما و نظراتتان كاملا موافق هستم.

موفق باشي

Hossein گفت...

سلام دوست عزیز
با تبریک سال نو
میخواستم بدونم برای عضویت در نظام مهندسی کبک ترجمه دانشنامه و ریزنمرات تایید شده وزارت دادگستری و امور خارجه کافیه یا باید مدارک پلمپ شده از دانشگاه مستقیما ارسال بشه.
ممنون میشم راهنمایی کنید
با تشکر

«آدم دودی» گفت...

سلام به همه و سال نو مبارم باشه.
مهاجر جان بعد از پست پیام تبریک عجب پستی گذاشتی. دگرگون کننده بود!

من که خیلی خیلی به فکر فرو رفتم جدا. در ضمن نظر مهرداد خان هم خیلی قشنگ بود. این مراحل رو حس و تجربه کرده بودم ولی تا به حال بهش فکر نکرده بودم.

ممنون.

Mohajer گفت...

سلام و ممنون از لطف همه و اما جوابها
صحرا: حقوق یک ریسرچ اسوشیتد بسته به اینکه کی مدرک تحصیلیشو گرفته باشه و اینکه تمام وقت باشه. از 50 تا 70 تا در سال متغیره.
-------------
مونا
سلام مونا جان من خوبم. شما چطوری اوضاع خوبه؟
بچه ها هم ایشالا از مهر ماه میرن مدرسه.
------------
مهرداد
ممنون از پیامتون و مقایسه ای که کردین. استفاده کردم.
-------------
حسین
برا عضویت مدرک ترجمه و مهر دادگستری بشه کافیه. وبهمراه 800 $ هزینه بررسی مدارک و عضویت تحویل میدید. بعد با توجه به سابقه کار و مدرک و درسهای گذرنده شده و دانشگاه باید چند امتحان رو گذروند(از یک تا 5 تا) که حدودا یکی دو سال طول میکشه.
--------------------
آدم دودی
مرسی

doostjoon83 گفت...

سلام
وقت بخير مرسي از وبلاگ خوبتون
من با اجازتون شما رو لينك مي كنم اگه لطف كنين وبلاگ منو ببينين و نظرتونو بدين و به قولي ما رو بلينكونين ممنون مي شم
اينطوري از اطلاعات هميگه بيشتر استفاده مي كنيم
http://andeiacanada.blogfa.com/

sahra گفت...

مهاجر جان دیدم خبری ازت نیست خواستم سلامی بکنم